اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟

ررزی روزگاری، خودروساز پیشروی یکی از کشورهای در حال توسعه، اولین خودروهای سواری خود را به ایالات متحده صادر کرد. تا آن روز، این شرکت کوچگ تنها کالاهای بنجل – کپی های ضعیفی از اقلام با کیفیت کشورهای ثروتمند – تولید میکرد. این خودرو چیز خیلی پیچیده ای نبود – فقط خودرویی بسیار کوچک و ارزان بود ماشینی که میشد آن را چهار چرخه با یک زیرسیگاری نامید. اما آن زمان لحظه ای بزرگ برای این کشور بود و صادرکنندگان آن احساس غرور می کردند. متاسفانه این محصول شکست خورد. بیشتر افراد فکر می کردند که این ماشین کوچک مزخرف به نظر می رسید و خریداران عاقل تمایل تداشتند برای خرید یک خودروخانوادگی که از جایی می آمد که فقط محصولات درجه دو می ساخت، پول زیادی خرج کنند. این ماشین باید از ایالات متحده خارج میشد. این فاجعه میان شهروندان کشور به بحث عمده ای انجامید. بسیاری استدلال می کردند که شرکت باید به کسب و کار اصلی خود یعنی تولید ماشین آلات ساده نساجی ادامه میداد. گذشته از این ها، بزرگترین جنس صادراتی این کشور ابریشم بود. اگر شرکت پس از ۲۵ سال تلاش نتوانسته بود خودروهای خوبی تولید کند، هیچ آینده ای برای آن متصور نبود. دولت به این خودررو ساز هر فرصتی برای موفق شدن را داده بود(؟). دولت از طریق تعرفه های بالا و اعمال کنترل سختگیرانه روی سرمایه گذاری خارجی در صنعت خودروسازی، در وطن سودهای بالایی را برای این شرکت تضمین کرده بود. کمتر از ده سال قبل، دولت حتی برای نجات شرکت از ورشکستگی قریب الوقوع از بودجه عمومی خرج کرده بود. به این ترتیب منتقدان استدلال می کردند که باید به خودروهای خارجی اجازه ورود داده شود و به خودروسازان خارجی، که ۲۰ سال قبل مجبور به ترک کشور شده بودند، اجازه داده شود تا دوباره فعالیت خود را از سرگیرند. دیگران مخالف بودند. آنها روی مساله حمایت همچنان تاکید داشتند(؟!). در واقع، آن سال، سال ۱۹۵۸ و کشور مورد نظر، ژاپن بود. شرکت های پیش گفته تویوتا بود و آن ماشین تویوپت نامیده شده بود. تویوتا کار خود را به عنوان تولید کننده ماشین آلات نساجی آغاز کرد و در سال ۱۹۳۳ وارد عرصه خودروسازی شد. دولت ژاپن در سال ۱۹۳۹ جنرال موتورز و فورد را مجبور به خروج از کشور کرد و در سال ۱۹۴۹ با پول بانک مرکزی (بانک ژاپن) تویوتا را از مشکلات مالی نجات داد. امروز ماشین های ژاپنی به اندازه ی ماهی قزل آلای اسکاتلندی فراوان هستند اما کمتر از ۵۰ سال پیش اکثر مردم از جمله بسیاری از ژاپنی ها فکر می کردند که صنعت خودروسازی ژاپن نباید وجود داشته باشد.

این حمایت همه ماجرای اقتصاد ژاپن نبود..

همچنان عده ای که در تایید حمایت صحبت میکنند منظور خود را اطلاق این حمایت در صنایع استراتژیک یا صنایع نوپا یا هر دو قرار میدهند. ولی تایید حمایت تنها در این مصداق و حتی ماهیت هایی مانند تعرفه و منع سرمایه گذاری خارجی نیست.

ژاپن از طریق حمایتی که از ستال ۱۹۳۳ برای صنعت خوروسازی کرد نمیتوانست ژاپن شود.

ژاپن از سال ۱۹۷۵ ژآپن شد.

دولت مردان ژآپن متوجه شدند که اقتصاد نتیجه حمایت نیست بلکه خود حمایت میتواند همان اقتصاد باشد اگر در ماهیت بلاعوض و پایدار به صورت مالی تعریف شود.

کره جنوبی دیرتر از ژاپن و چین دیرتر از کره جنوبی متوجه این مساله شد.

ارتقاء درآمد سرانه و جایگزین شدن حمایت به جای قوانین بازار را از نتایج فهم جایگاه حمایت و سیاست پولی در اقتصاد میتوان در نظر گرفت.

چرا سیاست پولی برای اجرای درست حمایت لازم است؟

دولت ها نمیتوانند چند و چندین سال از تولید کنندگان و همه تولیدکنندگان به صورت پایدار حمایت کنند اگر نتواند از ابزار سیاست پولی استفاده کنند.بدون استفاده از آن ابزار هم اگر بخواهند رویه حمایت را در پیش بگیرند ناچار هستند یک بنگاه را انتخاب کنند.این مساله خود سبب میشود اگر آن بنگاه هم به نتیجه برسد ولی چون ساختار غیر رقاتی برای ادامه مسیر آن بنگاه ایجاد شده است، انگیزه های پویایی قبلی کمتر تکرار شود. سوای این که پس از قطع حمایت ها مجدد بی ثباتی ها ناشی از سپرده شدن اقتصاد به قوانبن بازار قابل برقرار شدن است. بنابراین جایگاه سیاست پولی باید بیان شود و نقد به اقتصاد متعارف در بیان خنثایی سیاست پولی از طریق بیان فرض های نادرست دنبال شود.

حمایت نباید به صورت محدود در زمان(کوتاه مدت)، محدود در مصادیق (تعرفه و منع سرمایه گذاری خارجی و غیره) و محدود در مقصد (فقط برای شرکت های استراتژیک و نوپا) در نظر گرفته شود.

حمایت باید به صورت کامل و درست در ماهیت (حمایت مالی، بلاعوض و پایدار) و با اولویت تخصیص به شرکت های میکرو تحقیق وتوسعه تجربی معرفی و در نظر گرفته شود.

حمایت مالی از ۱۹۵۰ به صورت پایدار و بلاعوض در حجم گسترده و در جایی که ظرفیت آن بود(تحقیق و توسعه تجربی) انجام شد. بدون آنکه قرار باشد اقتصاد در نتیجه آن حمایت مالی تعریف شود. بلکه اقتصاد در خود حمایت مالی درست و پایدار تعریف شد. نتیجه، ارتقا درآمد سرانه و جایگزینی حمایت به جایی قانون بازار و همچنین عدم تبعیت تورم از رشد نقدینگی شد.ارقام اولیه به لحاظ ریاضی نسبت به ارقام جدید از انجا که از لحاظ ریاضی کوچکتر بود؛ به صورت نموداری هر بیننده را گمراه نسبت به این مساله می کرد که عدم همگرایی درآمد سرانه مقطعی نبوده و در طول زمان بوده است. کشورهای توسعه یافته نیز با اشاره نکردن به نقش حمایت در تولید ناخالص داخلی تنها با اشاره به نتایج آن به صورت درصد فلان متغیر در تولید ناخالص داخلی حتی تحقیق و توسعه (به نتیجه رسیده شده یا تولید شده ) در تولید ناخالص داخلی، خواسته یا ناخواسته آنرا پنهان کرده اند.

علم اقتصاد چه کارهای نادرستی در عدم معرفی جایگاه حمایت انجام داد:

۱- تجربه های حمایت اصلی خود را بیان نکرد

۲- تلاش شدید خود را در تکثیر نظریه های خنثایی سیاست پولی وارد آورد و به ایرادات نادرست بودن فرض های قبلی و جدید توجه نکرد.

اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟

نقد اصلی آن است که چرا حمایت در مصادیق محدود (غیر مالی) و غیر مهم و ناتوان در شکل دهی به اقتصاد تعریف شود که حال قرار باشد بر سر درست بودن یا درست نبودن عدم آن صحبت شود؟

تکمیلی:


اقتصاد سیاسی حمایت/جایگاه واژه ای به نام حمایت در نزد مکاتب مختلف علم اقتصاد/سخن پایانی در مورد تعریف و جایگاه حمایت(گزارش سوم)

برخی مرتبط ها:

چین و کره چه سیاست گذاری هایی را برای رسیدن به اهداف اقتصادی انتخاب کرده اند؟