حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است.
معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری از حمایت را دنبال کرد.
حمایت های تعرفه ای یارانه و غیره نمیتواند انگیزه های سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه تجربی برای تحقیق و توسعه تجربی را ایجاد و دنبال کند.
قرار است از طریق حمایت های ناقص چه معجزه ای رخ دهد؟ در شرایطی که اقتصاد هم میتواند نتیجه حمایت تعریف نشده بلکه خود حمایت مولفه ای معرفی شود که اقتصاد را ایجاد میکند.
بنابراین جدای از دعوای اقتصاددانان در مورد حمایت یا عدم حمایت، یک دعوای دیگر نیز وجود دارد و آن این است که مدعیان طرفدار حمایت، حمایت را از دریچه نقد اقتصاد متعارف مورد توجه خود قرار نداده اند. محدود شدن مصادیق سیاست پولی و خنثی معرفی کردن سیاست پولی در مصداق خلق پول از جمله ادبیاتی بوده است که توسط اقتصاد متعارف انجام گرفته بود و است.
حمایت، مصداقی از سیاست پولی است که مرتبط با خلق پول است و اقتصاد حمایتی از بلاعوض بودن و پایدار بودن این حمایت از تولید سخن می گوید و تعریف علم اقتصاد را نیز جدای از نتیجه حمایت به خود این حمایت معطوف و متمرکز کرده است.
عده ای مافیایی بودن تولید را مانعی برای تعریف حمایت پایدار می دانند. در صورتی که ساختار مافیایی مستولی بر تولید شده باشد اگر مجریانی باشند که قدرت اجرای سیاست گذاری درست داشته باشند، میتوانند با تعریف حمایت پایدار برای شرکت های تولیدی غیر مافیایی، نتیجه بخش بودن تعریف اقتصاد در مقام حمایت درست و پایدار (جایگزین شدن حمایت به جای قانون بازار) را ببینند.
Wednesday, 28 January , 2026