امروز ۱۵ اکتبر یک مقاله در فایننشال تایمز به قلم آرویند سوبرامانیان منتشر شده است. آنجا به اقتصاد چین استناد شده است. هدف از این استناد این بوده است که به کشورهای در حال توسعه بگویند از استراتژی صادرات دست نکشند و برای ناامید نشدن به اقتصاد چین نگاه کنند که از طریق این استراتژی توانسته است جایگاه خود در اقتصاد پیدا کند در سطح تولید در درآمد سرانه!
در ابتدا بخش هایی از این مقاله (لینک کزارش فایننشال تایمز) آورده میشود:
۱- چین از صادرات استفاده کرد تا خود را از توسعه نیافتگی به یک ابرقدرت تبدیل کند.
۲-اقتصادهای در حال توسعه نباید تسلیم بدبینی صادرات شوند.
۳- با وجود ترس از جهانی سازی ، اکثر کشورها هنوز هم می توانند به سرعت فروش خارج از کشور را گسترش دهند.
۴- ما میخواهیم بگوییم که بدبینی نسبت به استراتژی توسعه صادرات یک بدبینی جدید نیست. ۱۹۶۰رائول پربیش و هانس سینگر با استناد به آن بحث در مورد صنعتی شدن از طریق جایگزینی واردات را مطرح كردند. آنها خاطرنشان كردند كه كشورهاي در حال توسعه تمايل به توليد كالا دارند و استدلال كردند كه قيمت كالاها لاجرم روند نزولي دارند. بنابراین آنها اصرار داشتند که یک استراتژی توسعه مبتنی بر صادرات به سادگی کارساز نخواهد بود. در نتیجه بسیاری از کشورهای در حال توسعه بر بازارهای داخلی خود تمرکز کردند – و بیشتر از غرب عقب افتادند.
۵- ولی در همین حال ، ببرهای شرق آسیا – سنگاپور ، هنگ کنگ ، تایوان و کره – اجماع مد روز را نادیده گرفتند و صادرات تولیدی خود را ارتقا دادند. هنگامی که آنها موفق شدند ، چین دنبال این کار رفت و از صادرات استفاده کرد تا خود را از توسعه نیافتگی به یک ابرقدرت در یک نسل منجنیق کند. ابر جهانی شدن اواخر دهه ۱۹۸۰ سالهای طلایی را برای کشورهای در حال توسعه به ارمغان آورد: برای اولین بار در قرن ها ، کشورهای فقیرتر به عنوان یک گروه شروع به پیشرفت کردند.
۶- فایننشال تایمز ادامه میدهد اکنون این چین است که دنبال این نظریه را گرفته است که استراتژی صادرات دیگر امکان استمرار ندارد چرا که ظرفیت بازار آزاد دیگر اشباع شده است: این پیشرفت تاریخی اکنون در معرض تهدید است. موفقیت چین باعث شورش پوپولیستی علیه جهانی سازی شد و روشنفکران غربی را متقاعد کرد که ظرفیت سیاسی جهان پیشرفته برای بازارهای آزاد به پایان رسیده است. این ادعایی است که از کشورهای در حال توسعه خواسته می شود آن را بپذیرند. اسمش را بدبینی صادرات بگذارید ، دو را علامت بزنید.
۷- فایننشال تایمز به قلم آرویند سوبرامانیان ادامه میدهد: اما حداقل سه دلیل وجود دارد که کشورهای در حال توسعه نباید تسلیم بدبینی صادرات شوند. اول ، گزارش های مربوط به مرگ جهانی شدن بسیار اغراق آمیز است. درست است که صادرات کالاهای جهانی از حدود ۲۵ درصد قبل از بحران مالی ۲۰۰۸ به حدود ۲۱ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان کاهش یافته است. اما صادرات جهانی خدمات همچنان در حال افزایش است و از ۶٫۵ درصد به ۷ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی رسیده است. ۲- Covid-19 می تواند رشد صادرات خدمات را تسریع کند. ۳- اگر شرکت های غربی اجازه دهند کارمندان به طور دائم از خانه کار کنند ، به راحتی و ارزان تر می توانند در کشورهای در حال توسعه مستقر شوند.۴- حتی اگر صادرات تولید جهانی راکد بماند ، صادرات اکثر کشورهای در حال توسعه می تواند به شرط کسب سهم بازار ، به سرعت رشد کند. این کاملاً عملی است: دستمزد چین با ثروتمندتر شدن در حال افزایش است و باعث می شود قدرت رقابت در کار کم مهارت را از دست بدهد. در حال حاضر ، سهم آن از صادرات جهانی کم مهارت کاهش یافته است و به سایر صادرکنندگان اجازه می دهد تا خلا را پر کنند. من و شویمیترو چاترجی اخیراً محاسبه کردیم که چین هنوز “کالاهای کم مهارت” مانند منسوجات ، پوشاک ، چرم و کفش را بیش از حد صادر می کند. یک شاخص تفاوت فاحش بین سهم صادرات چنین کالاهایی در جهان در حال توسعه (بیش از ۴۵ درصد) و سهم آن از نیروی کار غیر ماهر در جهان در حال توسعه (۲۵ درصد) است. چین به عنوان یک مصرف کننده می تواند به بازار بزرگتری برای کالاهای مصرفی با مهارت پایین تبدیل شود. در واقع ، این کار همان کاری بود که غرب برای چین انجام داد – فراهم آوردن بازار آماده کالاهای آن برای کشورهای فقیرتر.
۸- در نهایت فایننشال تامیز اقتصددانان سیاسیون و کشور چین را تشویق به این امر می کند که از حرکت پوپولیستی بر بدبینی به استراتژی توسعه صادرات دست بکشند:اقتصاددانان ، دانشگاهیان و مشاوران سیاست های غربی باید این فرصت ها را زنده نگه دارند ، کشورهای خود را برای حفظ بازارهای آزاد تحت فشار بگذارند ، و علیه محافظه کاری در سطح جهانی بحث کنند و چین را در مسیر درست تحریک کنند. حداقل ، آنها نباید تأمین کننده این بدبینی صادراتی باشند که در استعفای عملی پنهان شده است. اگر کوتاهی در انجام وظیفه منجر به عواقب ناخوشایند برای فقیرترین مناطق جهان شود ، این مسئولیت بر عهده آنهاست.
کامنت نیوز: چند دلیل برای این که نظریه استراتژی توسعه، کمک کننده چین برای رسیدن به اهداف اقتصادی نبوده است:
کامنت نیوز: چند دلیل برای این که نظریه استراتژی توسعه، کمک کننده چین برای رسیدن به اهداف اقتصادی نبوده است: این درست است که نظریه ای به نام استراتژی صادرات وجود داشته است. این نظریه های توسعه همگی امتحان خود را در همان زمان که مطرح شدند پس دادند و نتیجه عدم همگرایی عدم سرانه پس از تجربه همه این نظریه ها دیده شد و دقیقاً به همین دلیل بود که پس از نظریه های توسعه ای که در چارچوب نظریه رشد نئوکلاسیک ها صحبت میکردند؛ نظریه های توسعه از مکتب نئوکلاسیک فاصله می گیرد. ایراد مکتب وابستگی آن بود که نتوانست اهداف خود را مدل سازی کند در نتیجه نظریه های توسعه مجدد به مکتب نئوکلاسیک برگشتند. مساله این جاست که مگر دقیقاً قرار نیست نتیجه نظریه های توسعه، همگرایی درآمد سرانه کشورها شود؟ اگر هدف این است که نظریه های رشد اقتصاد کلان جواب چگونگی همگرایی درآمد سرانه را در تمرکز به پس انداز شرکت ها برای تحقیق و توسعه (به علت ماهیت ای که تحقیق و توسعه به تابع تولید میدهد)؛ داده بودند. آیا انتشار این مقاله به نوعی نمیتواند حکایت از فراموش ای نظریه های رشد کلان باشد. اگر هدف گذاری نظریه های توسعه پس از شکست نظریه های توسعه لوئیس هیرشمن و غیره فرق کرد و دیگر هدف گذاری رشد اقتصادی دنبال نشد دلیل نمیشود که همچنان در قالب نظریه توسعه، هدف گذاری همگرایی درآمد سرانه فراموش شود (که البته در این مقاله فایننشال تایمز این مساله فراموش نشده است) و از نظریه توسعه ای استفاده شده است که امتحان خود را در عدم موفقیت پس داده است. دقیقاً همین نظریه های که هدف گذاری رشد اقتصادی را با ابزار ناقص پیش بردند شرایط برای تغییر هدف گذاری در نظریه های توسعه را فراهم کردند. لذا در نظریه های توسعه این درست نیست که هدف گذاری درست به علت ناقص بودن نظریه ها تغییر کند در حالی که نقص ابزار ها می بایست برطرف میشد. قرار نیست رشد اقتصادی از طریق اثر رخنه به پایین عدالت را ایجاد کند اگر ابزار درست رشد اقتصادی فهم شود نیاز به مبادله ایثار و رشد برای رشد و عدالت نیست. در حالی که علم اقتصاد سعی کرد در نظریه های رشد خود را اصلاح کند و چند قدم فقط باقی مانده بود که با اصلاح ارتباط تحقیق و توسعه به پس انداز شرکت ها به تحقیق و توسعه تجربی به سیاست پولی، ابزار درست ارتقاء درآمد سرانه معرفی شود، در شرایط کنونی کرونا که بیش از پیش نیاز است این ابزار حمایت از اقتصاد را معرفی شود تلاش می کند چه ادبیاتی به کار ببرد؟ و اذهان را به کجای تاریخ توسعه رهنود میکند؟.. خلاصه دیدگاه هایی مغایر با گزارش فایننشال تایمز مرتبط با هر پاراگراف انتخاب شده به شرح زیر است:
۱- چین از ۲۰۰۶ به سمت اقتصاد حمایتی ( سیاست گذاری درست حمایتی با ابزار سیاست پولی: حمایت بلاعوض و پایدار از شرکت های میکرو و ماکرو در قالب حمایت از خلق تکنولوژی جدید کاهش وابستگی) رفت. از آن پس تعریف تولید برای چین از نتیجه حمایت به خود حمایت تغییر یافت و نیاز به صادرات برای چین کاهش یافت.
۲- اقتصاد های در حال توسعه نباید تن به پذیریش نظریه تورم پولی فریدمن کنند. اگر سیاست پولی مرتبط با تولید در ماهیت درست (بلاعوض و پایدار) ایجاد شود اعتماد عمومی تقویت میشود و در ثانی قیمت گذاری در اولین زنجیره خود وابستگی خود به عرضه و تقاضا را کاهش میدهد.
۳- استراتژی بازار های آزاد وقتی صحیح است که پاسخ همگرایی درآمد سرانه در استراتژی صادرات باشد!
۴- بدبینی گذشته به استراتژی صادرات از روی شواهد و تجربه بوده است. ابزار هدف گذاری رشد درست انتخاب نشد چرا که شاید نرخ های رشدشان را بالا دیدند ولی رضایت عمومی حاصل نشد و هم چنان در شرایط در حال توسعه و عدم همگرایی درآمد سرانه بودند.
۵- اگر از ۲۰۰۶ چین استراتژی خود را تغییر نمی داد نمیتواست در همگرایی درآمد سرانه توفیقی حاصل آورد.
۷- بیان می کنید که به کاهش سهم صادرات و رسیدن به ۲۱ درصد توجه نشود ولی مساله این است که ارتقاء درامد سرانه و سطح تولید مرتبط با استراتژی صادرات بوده است؟
۸- بهترین راهنمایی، به نظر میرسد راهنمایی به این نکات زیر باشد: تفاوت درآمد های دولت های کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه چیست؟ اگر قرار باشد قدرت مالی کشورهای توسعه یافته از محل مالیات باشد چگونه با تقدم مالیات بر قدرت دولت ها میتوان به قدرت مالی کشورهای توسعه یافته رسید وقتی آن کشورها نیز روزی توسعه نیافته بودند و مالیات توان قدرت مالی برای دولت ها را نداشت؟ قدرت مالی دولت ها متکی به استفاده درست از سیاست پولی است.استفاده درست از سیاست پولی نقدینگی جامعه را افزایش میدهد اعتمادسازی جامعه را افزایش میدهد ارتباط قیمت با عرضه و تقاضا را در اولین زنجیره خود قطع میکندو امکان حمایت از اقتصاد در هر مصداقی فراهم می کند.
Wednesday, 28 January , 2026