به نظر می رسد اهمیت میزان و ماهیت حمایت مادی به حدی باشد که باب جدید از تئوری های علم اقتصاد ایاجاد که که با ایستاندن مقابل نگرانی خلق پول از هیچ، نگرانی ها را به نادرست بودند ماهیت حمایت که تورم را هم از ناحیه نرخ بهره و هم از ناحیه عمیق قانون بازار توسط سوء استفاده گران از قدرت ایجاد می کنند؛ مرتبط گرداند. به هر حال ممکن است در آینده در تقسیم بندی بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته از ماهیت حمایت و بین کشورهای توسعه یافته بر اساس میزان ماهیت درست عمل کنند.

مقدمه:

ماجرای مطابق نبود بالا بودن درآمد سرانه با پایین نبودن نرخ بیکاری در اقتصاد ایران چیست؟

در حالیکه انتظار آن است نرخ بیکاری در اقتصادی که درآمد سرانه آن بیشتر است پایین تر باشد، در مورد ایران این قضیه صدق نمی کند. یعنی در شرایطی که درآمد سرانه ایران نسبت به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته قدری بیشتر است( دقت شود که درآمد سرانه ایران مانند کشورهای در حال توسعه نسبت به درآمد سرانه کشورهای توسعه یافته دچار عدم همگرایی می باشد) لیکن نرخ بیکاری در اقتصاد ایران بیشتر از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته است( https://www.instagram.com/p/CTnI-k0M_ab/ ) .

اگر هم بخواهیم مساله را به تعداد افراد حاضر در نیروی کار مرتبط کنیم که این مساله به نفع ایران در کاهش نرخ بیکاری می توانست عمل کند بنابراین علت عدم همخوانی درآمد سرانه بیشتر توام با نرخ بیکاری بیشتر یک معمای است که نیاز به پاسخ دارد.

علم اقتصاد و بهره وری:

علم اقتصاد تاکید زیاد بر بهره وری کرده است در حالیکه نرخ رشد باثبات پایین نشان میدهد که اصولاً بهره وری نیروی کار موضوعیت ندارد یا به آن حدی که می گویند، وجود ندارد( https://www.instagram.com/p/CS16mHYs_Jr/ ).

تابع تولید:

به ما چند محور نشان داده اند محور x ها محور y  ها و محور z ها . در محور های افقی نهاده سرمایه فیزیکی و نیروی کار قرار داده شده است و تولید را در محور عمودی به شکل تابع مقعر به ما نشان داده اند. یکی از این دو نهاده خودش جزئی از تولید است بر خلاف آنکه نیروی که که نهاده ای دیگر است، نیتجه آن جزئی از تولید می باشد. آیا جزء نیروی کار و سرمایه فیزیکی نهاده ای است که جزئی از تولید ناخالص داخلی باشد و نقش ایفاد کند؟

اقتصاد ایالات متحده:

حمایت مادی در ایالات متحده بیش از دویست درصد در تولید ناخالص داخلی ایالات متحده نقش دارد ( https://www.instagram.com/p/CThVfRLsPnW/ ) . حمایت مادی در عین آنکه نهاده تولید است جزئی از تولید نیز است. به نظر می رسد از آنجا که حمایت به عنوان نهاده تولید در تابع تولید معرفی نشده است این عنصر تا آنجا که منجر به تقاضای کالاو خدمات مصرفی شود در قالب هایی که برای روش های محاسبه تولید ناخالص داخلی ایجاد شده است، نقش آفرینی خود در تولید ناخالص داخلی را می تواند نشان دهد.

به نظر می رسد اهمیت میزان و ماهیت حمایت مادی به حدی باشد که باب جدید از تئوری های علم اقتصاد شود که با ایستادن مقابل نگرانی خلق پول از هیچ،  نگرانی ها را به نادرست بودند ماهیت حمایت( که تورم را هم از ناحیه نرخ بهره و هم از ناحیه تعمیق قانون بازار توسط سوء استفاده گران از قدرت  ایجاد می کند)؛ مرتبط گرداند. به هر حال ممکن است در آینده در تقسیم بندی  بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته از ماهیت حمایت و بین کشورهای توسعه یافته بر اساس میزان ماهیت درست، استفاده کنند.

نکات:

الف: حمایت در ماهیت درست یعنی حمایت مادی مستقیم بلاعوض جامع و پایدار

ب: مشتق از تقاضای سرمایه گذاران ایده پردان نواورانه و ایده پردازان فناورانه است

پ: بلاعوض و پایدار بودن و مستقیم بودن آن کمک به ارتقا و حفظ درآمد سرانه می کند

ت: بلاعوض و جامع بودن آن کمک به عدم تورم می کند

ضمیمه:

الف: ایراد اقتصاد کلان: اقتصاد کلان می گوید: سیاست پولی منجر به کاهش نرخ بهره می شود کاهش نرخ بهره منجر به افزایش تقاضای سرمایه گذاری می شود و افزایش تقاضای سرمایه گذاری منجر به افزایش تقاضا و در نهایت قیمت ها میشود سپس تولید بر اساس قیمت های افزایش یافته افزایش می یابد. این فرایند ترسیمی اقتصاد کلان در شرایطی است که قیمت مواد اولیه یا کالاهای واسطه ای یا سرمایه ای افزایش می یابد که اگر خلق پول از هیچ به صورت بلاعوض باشد؛ قیمت محصولات نهائی می تواند افزایش پیدا نکند. از سویی می توان بدون منتظر ماندن به کاهش نرخ بهره برای اثر گذاری سیاست پولی، آنرا به صورت مستقیم به متقاضیان حمایت مادی (سرمایه گذاران، ایده پردازان نوآور و ایده پردازان نواور فناورانه) داد. بنابراین حمایت مادی بلاعوض و جامع منجر به تورم نمی شود. این سیاست گذاری کلان در صورت پایداری، درآمد سرانه ارتقاء یافته را نیز حفظ می کند.

ب: اقتصاد نظری در حالی برای پوشش علت عدم همگرایی درامد سرانه به نرخ بهره وری تکیه کرده است که خود بالا بودن نرخ بهره وری خود معلول درآمدسرانه ارتقاء یافته است و نرخ سالانه بهره وری کشورهای توسعه یافته نیز حتی از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته کمتر است.

پاسخ به چرایی عدم همخوانی سطح درآمد سرانه و نرخ بیکاری در ایران:

در کشورهایی، خلق پول از هیچ و به صورت مستقیم در پاسخ به تقاضای سرمایه گذاران، نوآوران ایده پرداز و نوآوران فناورانه در ماهیت بلاعوض جامع و پایدار داده نمی شود که:

صاحبان سیاست اهداف اقتصادی دارند

یا

صاحبان سیاست در غفلت فهم نقص اقتصاد کلان، بینش اقتصادی دارند.

در کشورهایی که صاحبان سیاست اهداف اقتصادی دارند نرخ بیکاری نیز بالاتر است چرا که معمولاً بنگاه داری سیاست در ماهیت خام فروشی متمرکز است.

گزارش مرتبط: به مسیری نیاز داریم که هم نرخ اشتغال را افزایش دهد و هم درآمد سرانه را ارتقاء دهد:

یک سوال و دو پاسخ: علت عدم همخوانی درآمد سرانه و نرخ بیکاری؟