Economics still has not had the opportunity to critique the current of monetarism

Economics still has not had the opportunity to critique the current of monetarism

آنچنان علم اقتصاد مشغول پاسخ به اصلاح مکتب کینز برای انتقادهای دریافت کرده شد که اصولا انتقاد به جریان پول گرایی فراموش شد؟

تئوری مقداری پول مبتنی بر پایه های خرد نیست ولی مکتب کلاسیک(مارشال) آن را بیان کرده و از آن برای ناخنثایی پول استفاده کرد بود. وقتی از یک نظریه که مبتنی بر پایه های خرد نیست برای خنثایی پول استفاده شود؛ صحبت از این که آن نظریه مبتنی بر پایه های خرد نیست، نمیشود.

سوای این که جریان اقتصاد، فرصت نقد آنچه از پول گرایی حول احیای تئوری مقداری پول انجام شد پیدا نکرد؛ جریان اصلاح گرای مکتب کینز اصلاً در جهت حفظ ماهیت صحبت های کنیز عمل نکرد. کینز ناخنثایی پول را از طریق عمل نکردن تئوری مقداری پول به علت عدم اشتغال کامل و کاهش نرخ بهره به واسطه سیاست پولی انبساطی دنبال کرد در حالی که مکتب کینزی های جدید، ناخنثایی پول را به چسبندگی دستمزدهای اسمی نسبت دادند و در جهت احیاء تئوری مقداری پول همانند مکتب پول گرایی و کلاسیک های جدید عمل کردند.

تفاوت مکتب کلاسیک و کلاسیک های جدید در ابزار و نتیجه نیست بلکه در حذف یک گزاره و اضافه شدن گزاره دیگر در همان ابزار برای رسیدن به همان نتیجه است. در کلاسیک های جدید هم، از ابزار تئوری مقداری پول استفاده میشود فقط به جای گزاره اشتغال کامل از گزاره انتظارات تطبیقی و عقلایی برای افزایش دستمزد معادل افزایش قیمت استفاده میشود.

ایرادی به پول گرایی وارد نمیشود در حالی که اگر قرار هم باشد دستمزد عین افزایش قیمت افزایش پیدا کند ناخنثایی پول رخ نمیدهد و آنچه آنها روی نمودار نشان میدهند ( انتقال و جابجایی منحنی عرضه) فقط یک نمودار مبتنی بر قراردادها است و یک گمراهی است. مکتب پسا کینزی تلاش میکند مجدد نظریه کینز را بهتر توصیف کند هر چند که خود نظریه کینز یک نظریه ای نیست که ناخنثایی پول را انگونه که میتوانست در مورد آن توضیح دهد توضیح بدهد(اینجا) . مساله دیگر نیز آن است که هم چنان علم اقتصاد، فرصت بیان ایرادات نظریه مکاتب پول گرایی و کلاسیک های جدید را پیدا نکرده است.