به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟

مشاهدات تجربی در برخی کشورهای توسعه یافته نشان میدهد که میتوان بین نقدینگی و تورم ارتباطی برقرار نکرد.

اشتباه برداشت نشود! منظور از عدم ارتباط بیان شده، این نبوده است که نقدینگی به تولید هدایت شده است. در مورد شکاف نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید به نفع نقدینگی؛ صحبت میشود، شکافی که سبب نشده در ثبات نرخ تورم سالانه برخی کشورهای توسعه یافته اثر بگذارد. این مساله نشان میدهد که نقدینگی که به تولید نیز هدایت نشده است میتواند تاثیری بر تورم نداشته باشد. لذا به نظر می رسد در کشورهایی که اقدام به پژوهش هایی حول صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛  این پژوهش مقدم باشد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟

پیوست ۱:

اختلاف سطح نقدینگی از سطح تولید نشان میدهد که نقدینگی مازاد در بازار محصول میتواند عامل تورم نباشد.

پیوست ۲:

سهم حمایت بلاعوض و علت شکاف بین حمایت بلاعوض و سطح تولید ناخالص:

یک هزار و نهصد میلیارد دلار تقریبا رقمی است که دولت انگلستان حمایت مالی وامی در اختیار بخش خصوصی قرار داده است. این در حالی است که حمایت مالی به صورت کلی برای انگلستان ۱۳۳ درصد از تولید ناخالص داخلی می باشد. یعنی تقریبا ۳۳ درصد حمایت کلی از سطح تولید ناخالص داخلی بیشتر است. با کسر یک هزار و نهصد میلیارد دلار از آمار تولید ناخالص داخلی و اضافه کردن ۳۳ درصد تولید ناخالص داخلی انگلستان به آن، میزان حمایت بلاعوض این کشور از بخش خصوصی بدست می آید.

آمریکا نزدیک به دو هزار و ششتصد میلیارد دلار میزان وام در اختیار بخش خصوصی قرار داده است که میزان کلی حمایت این کشور از بخش خصوصی، ۱۹۱ درصد از تولید ناخالص داخلی بوده است. به بیان دیگر میزان حمایت بلاعوض به میزان ۹۰ درصد از تولید ناخالص داخلی از آمار مربوط به میزان ناخالص داخلی بیشتر است.

اختلاف میزان حمایت بلاعوض از تولید ناخالص داخلی نشان میدهد که امار مربوط به حمایت از بخش خصوصی و تولید به صورت مستقیم و در ابتدای امر در آمار مربوط به محاسبه تولید ناخالص داخلی لحاظ نمیشود.

پیوست ۳:

مبانی نظری گفته نشده در علم اقتصاد، به نظر این است: اگر اعتماد به دولت از سوی تولید کنندگان از طریق حمایت مالی بلاعوض و پایدار در مصادیق مختلف حمایت از تولید ایجاد شود؛ متغیر های اقتصادی از طریق این عنصر حمایتی، رابطه خود را با متغیر های دیگر اقتصادی از طریق رابطه همه متغیرها با آن عنصر حمایت تنظیم مجدد میکنند.