اخیراً طرح ورود خودرو به بازار بورس مطرح است. موضوعیت اولیه این امر را چه کسانی ایجاد کرده اند چه کسانی فروش خودرو را به صورت قرعه کشی انجام داده اند که حال عنوان می کنند که دو نرخی بودن درست نیست و برای تک نرخی باید خودرو وارد بورس شده تا تک نرخی شود( […]

اخیراً طرح ورود خودرو به بازار بورس مطرح است. موضوعیت اولیه این امر را چه کسانی ایجاد کرده اند چه کسانی فروش خودرو را به صورت قرعه کشی انجام داده اند که حال عنوان می کنند که دو نرخی بودن درست نیست و برای تک نرخی باید خودرو وارد بورس شده تا تک نرخی شود( یا به عبارت بهتر قیمت خودرو افزایش یابد)؟

کامنت نیوز: منظور از صاحبان اقتصاد، کسانی هستند که از جایگاه قدرت که در اختیار آنها قرار گرفته است به نفع منافع خود یا منافع گروهی عمل می کنند. به طور مثال صاحب بانک هستند و از خلق پول با بینش اقتصادی استفاده و این گونه قوانین حمایتی را جایگزین قوانین بازار نمی کنند. منافعی که در سپردن اقتصاد به قوانین بازار برای این افراد است از دو امر فراتر نمی رود. یکی از آن مزایا و پیامدهای سپردن اقتصاد به قوانین اقتصاد برای این افراد، منافع سیاسی است. قاعدتاً وقتی علت مشکلات فعالان اقتصادی مردمی وانمود شده و معرفی شوند حاشیه امن برای آنها ایجاد میشود وقتی کسانی اطلاع از آن نداشته باشند که اقتصاد این نیست که عرضه و تقاضا قیمت گذاری را تعیین کند چرا که قوانین اقتصاد حمایتی می تواند مجریانی برای قوانین بازار نگذارد این حاشیه امن ایجاد میشود. از مزیت دیگر میتوان به مزیت های اقتصادی سپردن اقتصاد به قوانین بازار از سوی صاحبان اقتصادی که جایگاه قدرت خود را توام با اهداف اقتصادی کرده اند، اشاره کرد. مصداق اصلی این پیامد، خود را در تملک و مالکیت بانک و تخصیص این منابع با اهداف و حتی بینش های اقتصادی نشان میدهد و مصادیق فرعی که بیشتر برای پررنگ کردن قوانین بازار، آسیب های بازار و رفع آسیب های بازار از طریق تولید و عرضه و غیره است در تبدیل آن منابع به واردات، به تولید دنبال میشود. این افراد برای این که ساختار اقتصادی که صاحب آن شده اند را حفظ شده قرار دهند از سیاست گذاری افزایش هزینه های جاری و افزایش وابستگی و انواع و اقسام شبیه آن استفاده می کنند. معمولاً حتی شرایط بیماری های ویروسی واگیردار نیز نمیتواند مانع آن شود که از طریق حمایت های رایگان وارد بخشی از فرایند پیشگیری شده و اقتصاد را در تزاحم با سلامت نشان ندهند. این که اقتصاد در تزاحم با سیاست پولی و توام با محدودیت منابع و انواع اقسام قاعده و قوانین مرتبط با عرضه و تقاضا ترسیم و بیان و معرفی میشود یک امر غیر تعجب آور در یک ساختار اقتصادی که سرمایه داری سیاسی در آن ظهور و بروزکرده است نیست.

اگر بخواهیم قوانین بازار را تعریف کنیم، بهترین تعریف نزد اذهان خود خوانندگان گرامی است. اندکی تامل کنید.. اگر فروش محصولات ایران خودرو به صورت قرعه کشی باشد آیا خود شما انتظار این را ندارید کسانی که در قرعه کشی اسم شان درنیامده است گران تر خودرو به آنها خواهد رسید؟! دقیقاً قانون بازار همین است. شما بدون این که اقتصاد خوانده باشید فروش به شکل قرعه کشی شما را حساس به افزایش قیمت می کند. این استفاده است که صاحبان اقتصاد از قوانین بازار می برند. یا اینکه مثلاً بورس در رونق قرار میگیرد آیا این انتظار را برای شما ایجاد نمیکند که تورم در بازار محصول نیز رخ دهد؟! این انتظارات بخشی از انتظارات است که تحت تاثیر قوانین بازار است شاید در واقعیت امر هیچ کس از کسانی که در بورس هستند پس از کاهش افزایش نقدینگی شان در بورس توان خرید خانه و زمین نداشته باشند ولی انتظارات به این که در بورس پول زیاد است و این پول ها قیمت زمین و مسکن را تغییر می دهد این است که قیمت را میتواند فراتر از هزینه نهایی تولید توسط کسانی که دارنده زمین و مسکن هستند تعیین و اعلام گرداند(انتظارات میتواند از طریق سیاست گذاری های درست حمایتی نیز اثر پذیر شود به گونه ای که دیگر قوانین بازار بر انتظارات اثر نگذاشته و انتظارات معلول از سیاست گذاری درست حمایتی بر قوانین بازار اثر پذیر شوند. صحبت اصلی هم اجرای سیاست گذاری درست حمایتی بود نه مرتبط تاخیر انداختن اجرای درست این سیاست و صحبت ازقوانین بازار).