کامنت نیوز: لوسی هارلی و مک کیون با این عنوان که اکنون بدهی دولت ها اهمیت ندارند در نیوزویک نوشتند: بدهی دولت میزان پولی است که خزانه داری در طی سالهای گذشته قرض گرفته و هنوز هم بدهکار است. وقتی مردم در مورد کسری بودجه صحبت می کنند منظور آنها مبلغی است که دولت در مقایسه با مبلغی که هر ساله از طریق مالیات آورده می شود ، بیش از حد هزینه کرده است.بدهی دولت ایالات متحده تنها برای سال ۲۰۲۰ در پایان سال مالی حدود ۲۷ تریلیون دلار بود که کسری بودجه امسال ۳٫۱۳ تریلیون دلار است.سایر اقتصادهای پیشرفته نیز با افزایش وام درگیر هستند. انگلیس برای پایان سال مالی ۲۰۲۰ بالغ بر ۱٫۸۷ تریلیون پوند (۲٫۴۵ تریلیون دلار) بدهی دارد که می تواند برای سال مالی بعدی افزایش یابد ، زیرا هزینه ویروس کرونا همچنان ادامه دارد.صندوق بین المللی پول (I.M.F.) و بانک جهانی از جمله دو نهادی هستند که به دولتها توصیه کرده اند برای گذر از مشکلات ناشی از بیماری همه گیر ، وام بگیرند. کارمن رینهارت ، اقتصاددان ارشد بانک جهانی اخیراً به فایننشال تایمز گفت که وام های بالای دولت در این شرایط توجیه پذیر است.”در حالی که بیماری بیداد می کند ، شما چه کار دیگری می خواهید انجام دهید؟” او به روزنامه گفت. “ابتدا نگران جنگیدن هستید ، سپس متوجه می شوید که چگونه هزینه آن را پرداخت کنید.”I.M.F. همچنین به کشورهایی که به بازارهای مالی دسترسی دارند برای صدور بدهی و هزینه های خود بدون نگرانی در مورد احتمال ریاضت اقتصادی بعداً گفته است.کریستالینا جورجیوا ، رئیس صندوق بین المللی پول ، در مورد این موضوع گفت: “فقط یک چیز مهم است – اینکه بتوانید جرات کنید.”صندوق بین المللی پول تاکنون افزایش جهانی هزینه ها و کاهش مالیات را به ارزش ۱۱٫۷ تریلیون دلار اعلام کرده است. این رقم ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۰ را تشکیل می دهد – این رقم غیرقابل تصور بود که یک دهه پیش ، زمانی که بسیاری از دولت ها از ریاضت اقتصادی به عنوان پاسخ توازن کتاب ها ، پس از بحران مالی ۲۰۰۷-۸ حمایت کردند.بسته به چگونگی عملکرد دولت ها در آینده ، با کاهش رشد اقتصادی بدهی ها نسبت به درآمد ملی ، افزایش مالیات های افزایشی و تورم ، بار بدهی معمولاً کاهش می یابد.
ضمیمه: محدودیت های نظری خود تحریمی در ادبیات علم اقتصاد وجود دارد. مسائلی مانند کسری بودجه و بدهی های دولت یک قانون به صورت کلی ندارند. آنچه یک قانون کلی است مساله اعتماد و اطمینان مردم به دولت هاست و چندان امر بدهی ها و کسری بودجه ها مطرح نیست. ممکن است یک دولت کسری بودجه بالا داشته باشد ولی ماهیت آن کسری بودجه موجب نااطمینانی را فراهم نکند. گاهی یک دولت است که مدام مردم را از تورم ای که کسری بودجه برایشان ایجاد خواهد کرد می ترسانند و گاهی برخی دولت ها (ژاپن) مسیر اهداف اقتصادی خود را ادامه میدهند و کسری بودجه و بدهی ها برای آنها مانعی ایجاد نمیکند. بنابراین اقتصاد تلاش های یک سیاست گذار است که در امر حمایت از اقتصاد انجام میدهد. ابزار این سیاست گذار هم سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی است. اگر از این سیاست گذاری به درستی استفاده شد دیگر حتی نظریه فریدمن هم اجرایی نخواهد شد چرا که انتظاراتی شکل گرفته است که توجهی به تغییرات عرضه وتقاضا نمی کند. تبعیت علی معلولی نرخ بهره و پس انداز نیز از بین میرود(منبع اینجا) و اقتصاد و اهداف اقتصادی برای پایه اهداف دولت در حمایت از اقتصاد و استفاده از ابزار سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی پیش می رود. بر همین اساس می توان گفت اگر تورم به نقدینگی مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد کند؛ مرتبط شود و همین طور اگر تورم به کسری بودجه مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد درست سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد می کند؛ مرتبط شود.
Wednesday, 28 January , 2026