مشاغل متکی به فرد (اقتصاد غیر رسمی شامل خوداشتغالی) در کشورهای در حال توسعه درصد زیادی از اشتغال را توضیح می دهد. برخی اقتصاددانان این مساله را بررسی کردند از جمله جک ریردان و ماریا آل ژان درا آنها گفتند: مشکلات در تبدیل شدن به یک کارآفرین در کشورهای در حال توسعه نیز باعث گسترش […]

https://www.worldbank.org/en/research/brief/informal-economy-database

مشاغل متکی به فرد (اقتصاد غیر رسمی شامل خوداشتغالی) در کشورهای در حال توسعه درصد زیادی از اشتغال را توضیح می دهد.

برخی اقتصاددانان این مساله را بررسی کردند از جمله جک ریردان و ماریا آل ژان درا

آنها گفتند:

مشکلات در تبدیل شدن به یک کارآفرین در کشورهای در حال توسعه نیز باعث گسترش اقتصاد غیررسمی می شود. راه اندازی یک شرکت رسمی در قرن های در حال توسعه بسیار مهم است. جدول ۶٫۴ ( کتاب معرفی اقتصاد جدید ص ۱۰۶) برخی از هزینه های پیش روی کارآفرینان در مناطق مختلف جهان را نشان می دهد. همانطور که اشاره شد، کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین با بالاترین هزینه ها روبرو هستند. مهاجرت روستایی نتیجه جهانی‌شدن است، زیرا کشاورزی با صادرات یارانه‌ای سنگین از مناطق توسعه‌یافته کشورهای توسعه‌یافته، اتخاذ روش‌های سرمایه‌بر و به نوبه خود باعث کاهش تعداد مشاغل کشاورزی می‌شود. مشکلات در تبدیل شدن به یک کارآفرین در کشورهای در حال توسعه نیز باعث گسترش اقتصاد غیررسمی می شود. کارآفرینان کوچک و خرد دسترسی محدود به اعتبار دارند. در نتیجه چنین شرکت هایی در محیط های رقابتی عملکرد ضعیفی دارند و ظرفیت کمتری برای نوآوری و جهت گیری بین المللی ضعیف دارند.

دو عامل هزینه مالی و حمایت مالی کم چکیده نتایجی است که می توان در مورد با علت خود اشتغالی و یا اقتصاد غیر رسمی بیان کرد.

در مبحث حمایت مالی کوتاهی صورت گرفته است. تفاوت درآمد سرانه یک تفاوت جدی بین کشورها است. نرخ رشد بهره وری متفاوت بین کشورها نیست. و لذا بحث میزان و ماهیت حمایت مالی بسیار مورد توجه باید باشد. شاید بین دو عامل هزینه مالی بالا و حمایت مالی پایین این حمایت مالی پایین (یا نادرست) باشد که عامل اصلی رونق اقتصاد غیر رسمی باشد چرا که جک ریردان و ماریال آل ژاندرا بر اساس مقایسه نسبت هزینه به درآمد سرانه، از هزینه مالی بالا برای شروع یک کارآفرینی رسمی در کشورهای در حال توسعه یافته صحبت کرده اند. این مثل آن می ماند که در مقایسه بین سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی به آمار نسبت کشاروزی به تولید ناخالص داخلی توجه شود و به طور مثال سهم یک درصدی کشاروزی ژآپن در تولید ناخالص داخلی در تابلو نمایش گذاشته شود؛ در حالیکه معلوم نیست چه امری و چه سیاست گذاری درامد سرانه و تولید ناخالص داخلی این کشورها را تحت تاثیر قرار داده (و افزایش داده است) است که به اشتباه فکر می کنیم هر مولفه ای که نسبت به آنها مورد سنجش قرار می گیرد چندان مورد اهمیت در این کشورها نبوده است حتی مانند تحقیق و توسعه تجربی که میزان حمایت از خلق تکنولوژی را از آمار تحقیق و توسعه تجربی جدا کرده اند( به همین شکل برای کشورهای در حال توسعه نیز هر عنصری را که نسبت به درآمد سرانه یا تولید ناخالص داخلی شان سنجیده می شود امکان ارزیابی بیش گویی پیدا می کند).

مقایسه با واقعیت کشاورزی در ژآپن در اینجا

چه کسی می خواهد پاسخ گو باشد وقتی تفاوت بهره وری هم نشان میدهد که مساله تفاوت بهره وری هم مرتبط با تفاوت سطح بهره وری و یا به عبارت بهتر همان عدم همگرایی درآمد سرانه است.. پس نمی توان نرخ رشد بهره وری پاسخ به همگرایی درآمد سرانه یا عدم همگرایی درآمد سرانه باشد.

در مورد میزان و ماهیت (تاکید می شود ماهیت) حمایت مادی کشورهای توسعه یافته از شرکت های میکرو خلق تکنولوژی و شرکت های تولید کننده کالاها و خدمات نهائی چقدر می دانیم؟

https://data.worldbank.org/indicator/FS.AST.PRVT.GD.ZS

تاکید به ماهیت خیلی مهم است. تفاوت ماهیت تعریف و اجرا می تواند تورم را پایین نگه دارد. می تواند محدودیت کمیابی منابع را بر طرف و سراغ حفظ ارتقا درآمد سرانه و نرخ اشتغال برود..