وقتی مشاهده ، درست و به درستی استفاده نشود؛ خیلی از روابط غیرمرتبط، مرتبط خوانده می شود که متاسفانه نظریه پردازان علم اقتصاد، این امر را از طریق تعریف روش تحقیق ای به نام اقتصاد سنجی، دنبال کرده اند.

همان واقعیت های آماری نشان می دهد که رابطه تورم و نرخ رشد و همچنین رابطه نرخ تورم و نرخ رشد یک رابطه خط خط ای نقاشی مانند یک بچه است. واقعیت های آماری نشان میدهد که بین تورم و نرخ رشد، و نرخ بیکاری و تورم ارتباطی وجود ندارد و همچنین آنچه عامل کاهش تورم شده است کمک به ارتقاء سطح تولید نیز کرده است.

خطای یک علم این است که مشاهده را ناقض انجام دهد یا اگر آن را کامل انجام دهدبه نادرستی به نمایش بگذارد. علم اقتصاد به جای آنکه به راحتی با عدم ارتباط نموداری تورم و نرخ رشد ، از  عدم ارتباط تورم و نرخ رشد سخن بگوید، هر داده را به صورت سری زمانی ترسیم و در نهایت از طریق اقتصاد سنجی رابطه خطی آن را می سازد! در واقع اقتصاد سنجی هنر ایجاد رابطه خطی است و حتی ضرایب آن نیز قابل استناد نیست.

عدم ارتباط تورم و بیکاری – داده ها مربوط به کشورهای صنعتی OECD است ۱۹۹۰-۲۰۲۰ بانک جهانی

داده های بانک جهانی – کشورهای توسعه یافته

داده های بانک جهانی – کشورهای توسعه یافته

مبنای همه نظریه پردازی ها می تواند مشاهده باشد. علم پزشکی بر مبنای مشاهده از طریق میکروسکوپ نوری یا الکترونی، به تجویز دارو اقدام می کند حال در علم اقتصاد، ماهیت مشاهده داده ها چگونه است؟

در علم اقتصاد برخی آمار ها بیان نمی شود و برخی بیان می شود(در عین آنکه پیامدهای حمایت، به صورت غیر مستقیم جزئی از تولید ناخالص داخلی  میشود که درصد حمایت درست از بخش خصوصی معرفی نشده است  و نمی شود). 

وقتی مشاهده ، درست و به درستی استفاده نشود؛ خیلی از روابط غیرمرتبط، مرتبط خوانده می شود که متاسفانه نظریه پردازان علم اقتصاد، این امر را از طریق تعریف روش تحقیق ای به نام اقتصاد سنجی، دنبال کرده اند. 

#انتقاد_به_اقتصاد_سنجی :

www.instagram.com/p/CTMqkixsC1Q/

https://www.instagram.com/p/CTMqkixsC1Q/
https://www.instagram.com/p/CTMqkixsC1Q/