نویسنده این مقاله در ابتدا به خوبی (ولی نه صورت خیلی شفاف)، بر اساس معرفی و شناخت نظریه های تورم، سعی در اتخاذ رویکرد درست در نتیجه گیری علت تورم در ترکیه داشت. ولی در ادامه دقت اولیه در اتخاذ رویکرد درست در نتیجه گیری علت تورم بر اساس روش کمی، از بین رفت..ترکیه از دیگر کشورهایی است که نتوانسته است نرخ تورم سالانه خود را کنترل کند. پژوهشگران این کشور با اتخاذ رویکرد های کمی و عدم توجه به شناخت کامل نظریه های تورم، راه حل رفع تورم ترکیه را در بررسی علل تورم پیش بردند. این در حالی است که در بر اساس پژوهش ای که در سال 2001 در در دانشگاه آنکارا ترکیه انجام شد، بر اساس خود نظریه های تورم، نمی توان در مورد تورم از واژه علل یاد کرد و یک علت در اولویت و رتبه بندی اصلی قرار می گیرد. با این حال این پژوهش در ادامه با نقد این مساله از نظریه های تورم، واژه علل را به جای واژه علت برگزید

وقتی ایرادهای نظریه های تورم در اقتصاد متعارف جابه جا میشود:

بخشی از یک گزارش که ضمن جمع آوری گزارش های متعدد از علت تورم در ترکیه در اینجا قابل مشاهده است: اینجا

نکته جالب این است که نویسنده در ابتدا به درستی به نکات زیر اشاره می کند:

پس از اشارات متعدد به دلایلی که می تواند تورم ایجاد کند؛ نویسنده این مقاله با اشاره به نظریه های تورم یادآور می شود که در مورد علل تورم باید یک علت را بیان کرد: با این حال، در واقعیت، بیشتر این علل «احتمالی» که به طور عمومی مورد بحث قرار می‌گیرند، ممکن است در تعداد کمتری از عوامل تعیین‌کننده خلاصه شوند تا پویایی تورم در ترکیه را بهتر درک کنیم. دلایل زیادی برای این کار وجود دارد. اول از همه، برخی از این عوامل ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، یا ممکن است ناشی از یک مقوله اقتصاد کلان در نظر گرفته شوند. با در نظر گرفتن بحث های مربوطه در تئوری، برخی عوامل دیگر را نمی توان به عنوان علل واقعی تورم پذیرفت. علاوه بر این، برای اینکه بتوان یک برنامه کاهش تورم موفق را پیشنهاد داد، باید این عوامل گسترده تر را بر اساس اهمیت نسبی آنها رتبه بندی کرد.

با این حال نویسنده در مقدمه معرفی نظریه های تورم، از نگاه خود به رویکرد تفکیکی علت تورم در نظریه های تورم ایراد میگیرد:

اگر سطح قیمت تعادلی در بازار داخلی برای کالاها و خدمات به طور مداوم در نتیجه تداوم شرایط مازاد تقاضا در دوره های زمانی متوالی افزایش یابد، اقتصاددانان به طور کلی از تقاضا صحبت می کنند. اما اگر هزینه‌های شرکت‌ها مانند افزایش دستمزدها، نرخ‌های بهره، مالیات‌ها، قیمت نهاده‌های وارداتی یا نرخ ارز به طور مداوم افزایش یابد، برخی از اقتصاددانان ترجیح می‌دهند از اصطلاح تورم فشاری هزینه برای توصیف این پدیده استفاده کنند. با این حال، در عمل، تجزیه تورم مشاهده شده به اجزای کشش تقاضا و فشار هزینه همیشه آسان نیست. این فرآیند پویا است و شوک‌های وارده به قیمت‌ها مخلوط هستند.

این مساله سبب تاثیر نویسنده در بیان علت تورم در ترکیه میشود (پس از ارائه گزارش های مختلف که به دور از توجه به رویکرد تفکیکی نظریه های تورم از مدل های کمی برای بیان علت تورم در ترکیه استفاده شده است):

به نظر می رسد که تورم نتیجه خالص تعاملات پویا پیچیده این چهار گروه از عوامل توضیحی است. یعنی تورم همیشه و همه جا یک پدیده کلان اقتصادی و نهادی است. بررسی مطالعات تجربی در مورد پویایی تورم بالا و پایدار در ترکیه نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد تجارب مدل‌سازی موجود عمدتاً بر عوامل سمت تقاضا متمرکز بوده است، مانند عرضه پول و کسری دولت….

به بیان دیگر در قسمت نتیجه گیری، نه تنها رویکرد تفکیکی در نظر گرفته نشد بلکه انچه بر اساس رویکرد تفکیکی معلول نظریه فشار هزینه قرار می گرفت؛ به عنوان علت اصلی؟! یا مورد توجه معرفی شد.

ایراد پژوهش ترکیه در مورد تورم کشور ترکیه در کجاست؟

این پژوهش بر خلاف پژوهش های ایران، در ابتدا به درستی اشاراتی به تفکیک نظریه های تورم کرد (هر چند در ادامه در بیان و معرفی نظریه ها این مساله کم رنگ بیان شد و حتی بیان نشد). با این حال بهتر بود قبل از نقد این مساله ، به ماهیت منفعل نقدینگی زمانی که نظریه تورم فشار هزینه بر سر کار است؛ اشاره یا بررسی می شد تا بهتر در مورد درستی یا نادرستی تزاحم بین سیاست پولی منفعل و تورم نظریه فشار هزینه قضاوت می شد( سوای اینکه دلیلی بر درستی پاسخ های ارائه شده در مورد پیامد سیاست پولی فعال از سوی نظریه تورم فشار تقاضا وجود ندارد که در صورت تمایل به نقد به نظریه های تورم، این نقد به جا بود که نه تنها بیان نشد بلکه به عنوان علت تورم در ترکیه معرفی شد: سیاست پولی فعال مرتبط با تولید مشهود و نامشهود اگر به صورت جامع عرضه شود، تورم فشار هزینه افزایش قیمت مواد اولیه را نیز ندارد).