سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]

سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟!

سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟

سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟

سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟

جواب کوتاه به سوال اول:

تولید ناخالص داخلی میتواند بیشتر از میزان تقاضا باشد. بنابراین اگر در روش محاسبه تولید طرف تقاضا نگریسته نشود و فرض شود تولید همان تقاضا است، درآمد سرانه بیش از آنچه نماینده طرف تقاضا (و حتی تولید باشد) براورد شده است. برای درک بهتر این مساله شما می توانید به مثال زیر توجه کنید: وقتی یک دانه کاشته میشود چندین خوشه و هر خوشه چندین میوه تولید می کند. در محاسبه تولید ناخالص تمام میوه های تولید شده جزء تولید ناخالص است. وقتی تقاضا برای این تولیدات نباشد و در واقع تولید به تقاضا ختم نشود، نباید تولیدات جزء تولید ناخالص داخلی به عنوان محاسبه درآمد سرانه در نظر گرفته شود چرا که مترادف آن تولید علاوه بر عدم افزایش طرف تقاضا، ممکن است متضرر شدن تولید کننده هم باشد. سوای این مساله، از آنجا که بخشی از ارزش افزوده، متکی به خلق پول بانک ها (وام دهی بانک ها) است؛ و از آنجا که معادل هر آنچه وام گرفته شده است (و بیشتر) از جامعه توسط تولید کنندگان نهایی گرفته و به بانک ها داده میشود، نمیتوان تولید متکی به وام را به عنوان افزایش درآمد سرانه در نظر گرفت؛ سوای این که حتی ممکن است تولید به مرحله فروش نرسد که از این ناحیه میتوان گفت حتی طرف تقاضا تضعیف تر نیز شده است.

جواب کوتاه به سوال دوم:

همان طور که با افزایش سهم سرمایه فیزیکی به تولید ناخالص داخلی نمیتواند ارتقاء تولید ناخالص داخلی را دنبال کرد؛ با افزایش صادرات و حتی افزایش تحقیق و توسعه نیز نمیتوان سطح تولید ناخالص داخلی را افزایش داد. تعریف حمایت درست و پایدار میتواند سطح تولید ناخالص داخلی را افزایش دهد و پس از افزایش خود سطح تمام متغیر های حقیقی دیگر مانند سرمایه فیزیکی و صادرات را افزایش دهد.

پاسخ کوتاه به سوال سوم:

خلق پول بانک ها آنجا اتفاق می افتد که بخش ای از هر واحد سپرده توسط بانک ها وام داده میشود. این وام خلق پول است. در جریان وام، خلق پول از تولید کنندگان نهائی به تولید کنندگان مواد اولیه می رسد و از سویی جریان انتقال پول از مردم به تولید کنندگان نهائی و از تولید کنندگان نهائی به بانک ها نیز دنبال میشود. این مساله سبب میشود نتیجه وام، تغییر ترکیب نقدینگی جامعه و افزایش نقدینگی بانک ها (به میزان بیشتر از خلق پول) باشد.

پاسخ کوتاه به سوال چهارم:

اولین سیاست گذاری اصلاحی و تکاملی در اقتصاد، اصلاح سیاست گذاری پولی است. سیاست پولی اگر به صورت بلاعوض و پایدار در اختیار مصادیق مختلف حمایت از تولید قرار بگیرد؛ به تدریج درآمد سرانه را افزایش و معادل خود افزایش طرف تقاضا را نیز دنبال میکند سوای این که میتواند نقش تعیین کننده در کنترل متغیرهای اسمی نیز از خود نشان دهد و تعریف تولید را بیش از آنکه در نتیجه حمایت معرفی کند در خود حمایت از تولید قرار دهد و معرفی کند.

سیاست افزایش پایه پولی میتواند اقتصاد را در اختیار مردم قرار دهد( در صورتی که به صورت بلاعوض و پایدار باشد).

برخی مرتبط ها:

لطفا نظر بدهید: کسب و کار را بر مبنای کدام هدف ایجاد کنیم؟ کاهش وابستگی خانواده یا افزایش درآمد خانواده؟

کرونا مهم است، سیاست گذاری را جدی بگیریم/ماجرای علم اقتصاد/

میلتون فریدمن در مورد چه سیاست پولی صحبت کرده بود؟(گزارش سوم از نقد نظریه میلتون فریدمن)

مقدمات پژوهش برای شناخت متغیر اصلی