کامنت نیوز:ویژگی کشورهایی که از مافیا رنج می برند: ۱- بیشتر فعالیت اقتصادی در دست صاحبان سیاست است ۲- عوامل مختلفی مانند کمبود عرضه برای افزایش قیمت ها بیان میشود.
ویژگی کشورهایی که از اقتصاد کلان (Macroeconomics) رنج می برند: ۱- تورم سالانه بسیار پایین تر از تورم سالانه کشورهایی است که از مافیا رنج می برند. ۲- پایین بودن درآمد سرانه.
ویژگی کشورهایی که نه از مافیا و نه از اقتصاد کلان رنج می برند: ۱- تورم سالانه پایین ۲- درآمد سرانه بالا و ۳- قانون بازار کار نمی کند.
درکشورهایی که از مافیا رنج میبرند از قوانین بازار برای افزایش قیمت ها استفاده میشود. در کشورهایی که از مافیا رنج نمی برند و از اقتصادکلان رنج می برند از قوانین بازار برای افزایش قیمت ها استفاده نمیشود و در کشورهایی که نه از مافیا و نه از اقتصاد کلان رنج میبرند قوانین بازار موضوعیت به طور کلی ندارد. وابستگی و افزایش نرخ ارز از جمله سیاست گذاری های مافیا در کشورهایی که از مافیا رنج می برند برای استفاده از قانون بازار برای افزایش قیمت ها می باشد.
شاخص شناسایی کشورهایی که از مافیا و اقتصاد کلان رنج می برند پایین ماندن درآمد سرانه است. از تقسیم درآمد سرانه کشورها به درامد سرانه کشورهای در حال توسعه، اگر عددی بیشتر و به صورت مستمر از اعداد قبلی حاصل نشد یعنی کشور یا از مافیا (و اقتصاد کلان) یا اقتصاد کلان رنج می برد. کشور چین کشوری بود که تا قبل از ۲۰۰۶ از اقتصاد کلان رنج می برد. این کشور پس از متوجه شدن ماهیت تولید و تعریف جدید اقتصاد رویکرد حمایت درست از اقتصاد را دنبال کرد که حاصل تقسیم درآمد سرانه چین به درآمد سرانه کشورهای توسعه یافته را افزایش داد. هندوستان جزء کشورهایی است که همچنان از اقتصاد کلان رنج می برد. کشورهایی که درآمد سرانه پایین آنها در کنار تورم سالانه بالا است این کشورها از مافیا رنج میبرند.
ضمیمه:
در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ وویسی ضبط شد که مرتبط با این موضوع دیده شد. این وویس نیز به نوعی اشاره به تقسیم بندی کشورها بر اساس درآمد سرانه و تورم و دلایل تفاوت کشورها در این شاخص ها دارد:اینجا
ضمنا دو نکته تکمیلی وویس :
۱- اگر خلق پول به صورت وام عرضه شود درآمد سرانه ارتقا نمی یابد و دو حالت است یک حالت عدم آشنایی کشورها به ایراد نظری اقتصاد کلان و حالت دوم روحیه بازاری حکومت یا دولت (که از حمایت نادرست برای تورم فشار هزینه نیز استفاده می کنند وقتی تورم را با قدرت قیمت گذاری خود بالا می برند…). در حالت آول تورم دیگر نیست ولی در حالت دوم است.
۲-اگر خلق پول به صورت وام عرضه شود در حقیقت سیاست پولی نیست ولو اینکه از محل سپرده نباشد و از محل هیچ باشد چرا که آنچه افزایش می یابد نفدینگی بانک ها افزایش می یابد و این ایراد فرعی اقتصاد کلان بود که خلق پول از محل هیچ را سیاست پولی معرفی کرد (یا سیاست پولی را وام معرفی کرد!).
در اصل دلیل بر تورم نیست چون سیاست پولی پشتوانه تولید است! بنابراین اگر تورم باشد، تورم ساختاری (تمایل و امکان استفاده از قدرت قیمت گذاری) را می توان علت آن بیان کرد. تورم ساختاری از مالکیت به علاوه بازاری بودن یا شدن حاکمیت یا دولت حکایت می کند. در این شرایط سرمایه طبیعی به صورت خام به فروش می رود و فشار تقاضا بهانه برای تورم و فشار هزینه ایجاد برای تورم می شود(چرا؟). این مکانیزم می تواند تغییر کند به گونه ای که درآمد سرانه ارتقاء یابد و سطح تورم پایین یابد و منافع اقتصادی حاکمیت یا دولت مسیر افزایشی خود را نیز طی کند( با توجه به این که افرادی که در بخش خصوصی خصوصاً از طریق اهداف و استعداد و نوآوری فعالیت می کنند تمایل به سیاست ندارند که این سبب می شود چشم انداز بازی برد برد، مساله ای به نام کاهش امنیت سیاسی نیز نباشد).
Wednesday, 28 January , 2026