برخی کشورهای در حال توسعه نئولیبرالیسم را نقد می کنند. آنها معتفد هستند که قانون بازار معایبی دارد. این کشورها چه راه حلی را بیان کردند؟ متاسفانه راه کاری بیان نکردند. متاسفانه وقتی راه کار بیان نمی شود نقد نئولیبرالیسم می تواند نیت های بازاری حکومتی دولتی را بهتر پنهان کند؟! بیایم حکومت را یک […]
برخی کشورهای در حال توسعه نئولیبرالیسم را نقد می کنند. آنها معتفد هستند که قانون بازار معایبی دارد. این کشورها چه راه حلی را بیان کردند؟ متاسفانه راه کاری بیان نکردند. متاسفانه وقتی راه کار بیان نمی شود نقد نئولیبرالیسم می تواند نیت های بازاری حکومتی دولتی را بهتر پنهان کند؟!
بیایم حکومت را یک پدر معرفی کنیم. و تولید کننده را فرزند. یک پدر اگر بخواهد فرزندش رشد کند ولی حمایت ای برای این کار نکند؛ نمی تواند با نظارت خالی، فرزند خود را در مسیر رشد قرار دهد و اگر جریمه ای برای فرزند وضع کند که چرا در مسیر رشد قرار نگرفته است نمی تواند نتیجه ای برای فرزند ایجاد کند. پدری که نمی تواند بچه اش را مدرسه بفرسد یا کارگاه آموزشی برای او ایجاد کند یا او را به کارگاه آموزشی ببرد نمی تواند از طریق نظارت خالی، هدف رشد را برای بچه خود مهیا کند. ولی این گونه نیست که نظارت فایده نداشته باشد نظارت برای هدف هایی در سطوح پایین مانند معتاد نشدن فرزند! مفید است. برخی ممکن است این اعتقاد را داشته باشند که بهتر است پدر تنها آزادی را ایجاد کند. به هر حال آزادی چه زمانی ایجاد می شود؟ آیا آزادی زمانی ایجاد نمی شود که انواع کارگاه های آموزشی برای انتخاب فرزند مهیا باشد؟
آن کشورهایی که انتقاد به لیبرالیسم دارند انتقادشان باید این باشد که آزادی بد نیست ولی این که مصداق آزادی در مکفی دانستن قانون بازار معرفی شود درست نیست؟!
آن جایی نظارت، ماهیت ضد توسعه اقتصادی پیدا می کند که نظارت متناسب با درک شرایط نباشد. اگر شرایط حمایتی ایجاد شود (که اتفاقاً آزادی بیشتر به همراه دارد)؛ نظارت بر استفاده درست یا نادرست از حمایت درست منطقی می شود.
لیبرالیسم یک ایدئولوژی است و معرفی اقتصاد با اتکا به مکفی بودن قانون بازار را پذیرفته است. کشورهایی که نقد به نئولیبرالیسم دارند انتظار آن است که حداقل تورم ساختاری نداشته باشند و گرنه بیم آن می رود که نه تنها راه کار به نقد مصداق نئولیبرالیسم متعارف ندارند و به آزادی افراد اضافه نمی کنند؛ بلکه در حال کاهش آزادی افراد نیز هستند.
در قدم اول آگاهی برای کشورهایی که نقد به نئولیبرالیسم دارند باید انتقاد را هدایت به مصداق نئولیبرالیسم کرد چون ایدئولوژی آزادی درست است. و سپس باید حمایت درست را معرفی کرد و آن را مصداق بهتر برای نئولیبرالیسم معرفی کرد.
ضمیمه: برخی یادآوری ها در مورد حمایت درست!!
چهار ضلع برای اطلاق واژه درست به واژه حمایت عبارت است از: بلاعوض بودن، مستقیم بودن، پایدار بودن و جامع بودن و رعایت اولویت ها
رعایت اولویت ها به این دلیل است که تکنولوژی ماهیت نفی اشتغال کامل دارد و امکان استمرار خلق پول از هیچ و عرضه مستقیم بلاعوض آن به تولید کنندگان به استمرار تکنولوژی ممکن است مرتبط گردد.
حمایت درست چهار ضلع دارد که خلق پول از هیچ و عرضه مستقیم آن به تولید کنندگان به صورت جامع بلاعوض و پایدار و رعایت اولویت های نفی اشتغال کامل، صفت های معرفی ابزار جدید سیاست پولی می شود؟!
لازم است پشتوانه پول، تولید باشد ولی لزوماً نیاز نیست تولید ملموس باشد؛ خدمات نامشهود نیز جزء تولید ناخالص داخلی می باشد.
نگفته های علم نظری اقتصاد به شرح زیر می باشد:
۱- اقتصاد نظری، ماهیت درست تکنولوژی را نگفته است
۲- اقتصاد نظری بهره وری را به عنوان ماهیت تکنولوژی معرفی کرد در شرایطی که بهره وری وجود ندارد (و اختلاف بهره وری به اختلاف سطح بهره وری مرتبط است که مجدد همان ماجرای عدم همگرایی درآمد سرانه را تداعی می کند).
۳- استفاده درست از مفهوم نفی اشتغال کامل نشد و تفاوت کلاسیک و نئوکلاسیک در توصیه سیاست گذاری ها (در مقام نظری) محسوس نشد.
۴- اقتصاد نظری، از معرفی واژه بلاعوض به صورت مستقیم پرهیز کرد و حتی وام و بازارهای مانند نرخ تنزل و غیره را ابزار سیاست پولی معرفی کرد در حالی که وام در بهترین حالت و اگر از محل هیچ باشد؛ مالکیت نقدینگی بانک ها را افزایش می دهد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026