اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]
زیربنای سیاست گذاری های معرفی شده، نظریه های علم اقتصاد است. اگر در نظریه های علم اقتصاد تمرکز صورت گیرد؛ پیچیده بودن ها و محدود کردن های سیاست گذاری ها بر اساس شعار کمبود منابع (که این بار با فرض های اثبات نشده و پنهان شده و نادرست کلاسیک های جدید موضوعیت پیدا کرده است)، ممکن است ادامه پیدا نکند. با تمرکز بر نظریه های علم اقتصاد به عنوان پایه منطق های سیاست گذاری های اقتصادی، میتوان با شناخت فرض های اثبات نشده و پنهان شده و نادرست، شاخ و برگ های رشد داده شده بر اساس آن فروض را هرس کرد و و مساله را در اصلاح ماهیت دید نه محدود کردن سیاست پولی در مصادیق ای که در سیاست گذاری های اقتصاد معرفی شده است.
اقتصاد متعارف قوانین فیزیک را ناقص بیان کرد و بر اساس آن تعادل را بر مبنای ضد آنچه تعادل در اقتصاد ایجاد میکند پایه گذاری کرد.
آیا در اقتصاد ایران کارشناسان اقتصادی می توانند در کنار این که از انضباط پولی صحبت می کنند(چه انضباط پولی دنبال شود چه نشود!)؛ بگویند اگر انضباط پولی شعار قابل تبدیل به عمل نبود، سیاست اصلاح ماهیت سیاست پولی دنبال شود تا اعتماد به سیاست گذاری های حمایتی دولت ها در اقتصاد، جایگزین قوانین بازار شده و در کنار کنترل رکود و افزایش تولید، قیمت ها نیز کنترل شود؟
در خبر گزاری ها مکرر از نقدینگی نکوهش می شود. دو مثال زیر تنها نمونه هایی در یک روز (۲۴ بهمن ۱۳۹۹) می باشد: کامنت نیوز: اگر اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط پول (؟) بتواند راه گشا باشد چرا اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط خلق پول قرار نگیرد تا اگر استراتژی […]
...علم اقتصاد میتواند در معرض این پرسش قرار بگیرد: آیا به غیر از لیبرال دموکراسی، ابزار دیگری برای آزادی اقتصادی وجود دارد یا خیر(حتی شاید علم اقتصاد بیان کند و نظریه های علوم سیاسی نیز این نتیجه برسند که مصداق فعلی لیبرال دموکراسی، نشات گرفته از نگاهی است که ضد آزادی اقتصادی و تعریف درست علم اقتصاد است)؟
عنوان: بررسی جامع نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید کلیت مساله گزارش هایی انجام شده است که بر آن اساس از عدم پولی بودن تورم سخن گفته اند. این گزارشات نقد نظریه تورم پولی نمی باشد. این در حالی است که شواهد تجربی برای نقد تجربی نظریه تورم پولی وجود دارد که علم اقتصاد آنها […]
این گزاره که انسان ها به صورت کلی در یک خسران کلی هستند، گزاره ای مورد پذیرش است. این که چرا انسان ها برای مقابله با این گزاره اقدامی بایسته انجام نمیدهند را میتوان به این مرتبط کرد که با تعریف شاخص های نادرست در موفقیت و عدم موفقیت بر اساس یکدیگر، این امر مورد فراموشی آنها قرار گرفته باشد. 2050 از این منظر که شاخص سنجش موفقیت وعدم موفقیت انسان ها را تغییر دهد، میتواند امیدوار دهنده برای برداشت قدم هایی برای کاهش خسران کلی انسان ها باشد.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026