ایراد به علم اقتصاد در معرفی نکردن ابزار تحقیق و توسعه تجربی (پل رومر) و جایگاه اصلی آن (شومپیتر و پل رومر) + ایراد به فریدمن لوکاس سارجنت (جریان کلی معرفی علم اقتصاد) به علت ارائه صورت بندی نظری قفل شدن اقتصاد با عنوان علم اقتصاد. قفل شدن نظری به این معنا است که حتی اگر شومپیتر یا پل رومر به ماهیت و مصداق درست تامین مالی تحقیق و توسعه تجربی و جایگاه آن به درستی اشاره میکردند؛ میلتون فریدمن مجوز آن مصداق و ماهیت تامین مالی را نمی داد.
زمانی یک گزارش یا مقاله میتواند این ادعا کند که در حال نقد نظریه تورم پولی میلتون فریدمن به صورت تجربی است که بر اساس داده ها بگوید نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید بیشتر شده و تورم ایجاد نشده است. چرا که این یافته تجربی دقیقاً خلاف نظر میلتون فریدمن است و باب بررسی درون ماهیتی و برون ماهیتی این نظریه برای نقد درون ماهیتی و برون ماهیتی این نظریه را فراهم می آورد.
ایراد به علم اقتصاد در معرفی نکردن ابزار تحقیق و توسعه تجربی (پل رومر) و جایگاه اصلی آن (شومپیتر و پل رومر)
گفته اند بحران 1930 به دو متغیر کاهش دستمزد و تولید انبوده مرتبط بوده است.از 1930 به بعد آیا سیاست افزایش دستمزد در کشورهای توسعه یافته پیش رانده شده است یا مساله ای به نام تولید انبوه سرعت خود را، کاهش داده است؟ مساله چیست که دیگر بحران 1930 تکرار نشده است؟تولید انبوه همچنان است ولی مساله آن است که دیگر بحران 1930 تکرار نشده است ولی این به آن معنا نیست که عدم بحران کمبود تقاضا لزوما مرتبط با افزایش دستمزد ها باشد. در دهه 1950 نقش حمایت در تولید ناخالص داخلی، نقش اصلی در شکل دهی تولید ناخالی داخلی شد...
در این گزارش فقط میخواهیم در مورد یکی از انتقادهایی که لوکاس از طریق آن به نقد جان مینارد کینز پرداخته است بپردازیم... نقد لوکاس را می توان برعکس کرد و بر خود لوکاس وارد ساخت به این معنا که نه تنها از نفی اعتبار نقد لوکاس بر کینز بر اساس ادبیات سنجی بتوان سخن گفت بلکه از صحت اعتبار اضافه کردن انتقاد به لوکاس و فریدمن بر اساس همان ادبیات سنجی نیز بتوان صحبت کرد. آنجا که بدون دیدن انتقاد های درون ماهیتی نظریه های خود، از طریق ابزار اقتصاد سنجی، از ارتباط نقدینگی با تورم سخن گفته و برای خنثایی پول نیز از آن نیز استفاده کرده اند.
به بهانه انتشار مطلبی در یکی از خبرگزاری ها، کوتاه در مورد بایدهاو نباید های بیان و عدم بیان گزاره ها نسبت به مساله کسری بودجه ، کامنتی به صورت خلاصه بیان میشود:
این که گفته میشود حمایت پایدار(فرض آن است که ماهیت حمایت درست باشد) انگیزه های کارامدی را میتواند کاهش دهد، به نظر بیش از آنکه مرتبط با حمایت باشد ممکن است مرتبط با سپرده بودن بنگاه به مدیران دولتی فاقد مهارت و خلاقیت و تخصص لازم و انحصاری بودن آن بنگاه باشد. و گرنه حمایت درست و پایدار از بخش خصوصی مرتبط با موضوع، رضایت جامعه را افزایش میدهد چرا که بخش خصوصی نیاز نمیبیند تمام پاداش زحمت خود را از مکانیزم عرضه و تقاضا دریافت کند و این سبب کاهش مقادیر متغیر های اسمی و تثبیت متغیر های اسمی میشود. به علت محدود نشدن حمایت های درست و پایدار از یک بنگاه، فضای سالم رقابت در بستر حمایت از اقتصاد، تلاش ها برای کاربست خلاقیت های بیشتر تخصص های بیشتر بخش خصوصی را کاهش نمیدهد. سوای این که تولید کننده، استمرار دریافت حمایت درست و پایدار را نیز در ادامه روند پویایی خود می ببیند.
در این گزارش به یکی دیگر از فروضی که میلتون فریدمن در نظریه خود داشته و آن را بیان نکرده است اشاره میشود. علاوه بر عدم بیان این فرض، ماهیت فرض بیان نشده نقض فروض اساسی و اصلی علم اقتصاد نیز می باشد.
سلام! موضوع این است که امروز ۱۶ می ۲۰۲۱ یا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ است و بر آن شدم فهم بروز از موضوع انتقاد به دیوید رومر را پس از تکرار یک پاراگراف قبل ، مجدد برای شما بنویسم: پاراگراف از قبل: در اقتصاد نیروی مخالف قانون بازار در این ماهیت که قیمت تحت تاثیر عرضه […]
Economics still has not had the opportunity to critique the current of monetarism
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026