اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
نقدینگی در اقتصاد ایران به سمت تولید هدایت می شود ولی همیشه این نقدینگی به صورت وام بوده است.
اخیراً فیزیک دانان می گویند زمین نمیتواند مکان متعلق به انسان ها باشد: دانشمندان معتقدند بیماریهای مزمن، دردهای زانو و کمر و همچنین تولد دشوار نوزادان از مادر از جمله مواردی هستند که نشان میدهد احتمالا زمین سیاره اصلی ما انسانها نیست! زیرا جاذبهی زیادِ زمین باعث بروز این مشکلات شده است.در سیارهای که جاذبهی کمتری […]
برای کسانی که بسیار خود را پایبند لیبرالیسم اقتصادی می دانند: تا زمانی که قانون بازار به صورت دستوری کنترل نشده است لیبرالیسم نظری نیز مورد تهدید واقع نگرفته است.
تکنولوژی یا تحقیق و توسعه تجربی یا وجوه کاربردی علوم نظری زمینه مناسبی برای توسعه اشتغال و شرکت های میکرو ایجاد کرده است. کشورهایی که از ابزار های سیاست گذاری (پولی و مالی و البته سیاست مالی هم به پشتوانه سیاست پولی است) به درستی و به صورت پایدار استفاده میکنند؛ بهتر میتوانند اقتصاد خود را بر اساس بعد اول تکنولوژی شکل داده و بسازند.
در صورتی که تولید کنندگان نیاز به دریافت وام از بانک نداشته باشند، بانک ها در شرایطی که میتوانند در ازای سپرده گذاری که دریافت می کنند خلق اعتبار کنند؛ متقاضی برای اختصاص وام نمی یابند. سوای این که این مساله سبب میشود بانک ها نتوانند به میزان خلق اعتبار نقدینگی خود را افزایش دهند، […]
بر اساس شواهد تجربی، جایگاه حمایت می تواند با تعریف فریدلیک لیستی آن نیز تنزل پیدا نکند و این بار انتقاد از کلاسیک های جدید در مقام تایید حمایت های فریدلیک لیستی و کینزی و نهادگرایی نباشد بلکه در این مقام باشد که چرا نقد کلاسیک های جدید در زمینه "جایگاه حمایت در اقتصاد"، باید در چارچوب فریدلیک لیست ای باشد؟...
اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]
زیربنای سیاست گذاری های معرفی شده، نظریه های علم اقتصاد است. اگر در نظریه های علم اقتصاد تمرکز صورت گیرد؛ پیچیده بودن ها و محدود کردن های سیاست گذاری ها بر اساس شعار کمبود منابع (که این بار با فرض های اثبات نشده و پنهان شده و نادرست کلاسیک های جدید موضوعیت پیدا کرده است)، ممکن است ادامه پیدا نکند. با تمرکز بر نظریه های علم اقتصاد به عنوان پایه منطق های سیاست گذاری های اقتصادی، میتوان با شناخت فرض های اثبات نشده و پنهان شده و نادرست، شاخ و برگ های رشد داده شده بر اساس آن فروض را هرس کرد و و مساله را در اصلاح ماهیت دید نه محدود کردن سیاست پولی در مصادیق ای که در سیاست گذاری های اقتصاد معرفی شده است.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026