اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
نقد معرفی متغیر کلان اقتصادی به دلیل عدم موضوعیت اقتصاد کلان(؟)
در ادبیات اقتصادی تورم ناشی از فشار تقاضا و یا تورم فشار هزینه امری مشخص و شناخته شده است ولی زمانی که در مورد تورم ساختاری صحبت می شود؛ درست است که واژه ساختار هدایت به نهاد و دولت و حکومت و ماجرای تعادل یا عدم تعادل در اقتصاد می کند؛ ولی شفافیت اندکی نسبت […]
وابستگی به واردات از بالا بودن غیر طبیعی نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی حکایت می کند. علت این مساله با تعریف ساختار اقتصاد کشورهای رانتی معرفی شد. و چون همراه با افزایش ارادی ناچاری نرخ ارز بود؛ تورم ساختاری معرفی شد. استراتژی جایگزینی واردات جلوی این مساله را گرفت زیرا با وجود اینکه نسبت واردات کالاهای سرمایه ای به تولید ناخالص داخلی عمده کشورهای در حال توسعه بیشتر است؛ تورم ندارند. معدود کشورهای در حال توسعه دیگر که تورم دارند، درصد بالایی از واردات شان مواد اولیه بوده است. به گونه ای که می توان وابستگی به واردات مواد اولیه را برای آنها تعریف کرد. این وابستگی در تئوری ها و نظریه های تورم ساختاری معرفی نشده است. و احتمالاً همراه با افزایش ارادی و غیر ناچاری نرخ ارز و سیاست های نادرست اقتصادی در تشویق به واردات مواد اولیه باشد.
ولی چه شاخصی می توان برای کشوری که ماهیت تورم وارداتی آن ماهیت تورم پربیش نیست؛ را معرفی کرد اگر بخاطر مخالفان، معنادار بودن وابستگی ارزی به مواد اولیه، نشان دهنده ماهیت تورم وارداتی غیر پربیش(ارادی غیر ناچاری)، بیان نشود؟ در صورت معنادار بودن فساد مالی در کشورهای صاحب تورم وارداتی و صادرات مواد اولیه نفتی یا مواد خام کشاورزی صنعتی، می تواند از تایید فرضیه متفاوت بودن ماهیت تورم وارداتی آن کشورها با تورم وارداتی پربیش سخن گفت.
مفدم شدن افزایش قمیت بر افزایش تولید یعنی اصلاً نمی دانیم آن افزایش تقاضا ، افزایش تقاضا در بازار مواد اولیه بوده است (؟) اگر فراموشی علت باشد؛ کسی نمی داند که جایگذاری نادرست تقاضای کل در بازار محصول با تقاضای نهاده در بازار نهاده ها رخ داده است.
ارتباط تورم با نرخ ارز یعنی وابستگی ارادی غیر ناچاری ، افزایش نرخ ارز ارادی غیر ناچاری و تورم ارادی و غیر ناچاری.. که هر چه افزایش نرخ ارز و تورم بیشتر باشد تقویت می شود..
علم اقتصاد در مسیر خودش قرار نگرفت. و برای این کار از ترفند هایی استفاده شد. ضمن بیان تمام ترفند های اقتصاد کلان، با محوریت نقدی فقط یکی از آنها مسیر درست گفته شد. نقد آمار استنباطی جهت قوت قلب بیشتر آمد. آنجا هم ترفند هایی بود که با نقد یک ترفند و تعریف تغییر […]
نه این اشتباه است که تله هزینه های ثابت یا پیامد تله هزینه های ثابت، میراث واقعی رائول پربیش بیان شود! رائول پربیش نمی توانست از همان ابتدا آنچه نیاز به فهم آن بود را بیان کند. یک مسیر تدریجی نیاز بود تا چشم های دولت ها یا حکومت ها بتوانند واقعیت هایی که رو […]
دولت کره جنوبی ناچار بود حال که صادارت صنعت الکترونیک را انتخاب کرده بود(وقتی در استراتژی توسعه صادرات، صادرات صنعتی غیر سنتی را انتخاب کرده بود) گردن به نیاز های مراکز تحقیق و توسعه بدهد ...
ماهیت اقتصاد کلان ایرادات خاص خود را دارد ولی وقتی پیامد سیاست پولی مخالف آنچه گفتند نباشد؛ اقتصاد می تواند هم چنان بر اساس ابزارهای سیاست گذاری کلان تعریف شود(در اقتصاد کینزی سیاست مالی این کار را کرد).
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026