اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
اقتصاد متعارف قوانین فیزیک را ناقص بیان کرد و بر اساس آن تعادل را بر مبنای ضد آنچه تعادل در اقتصاد ایجاد میکند پایه گذاری کرد.
آیا در اقتصاد ایران کارشناسان اقتصادی می توانند در کنار این که از انضباط پولی صحبت می کنند(چه انضباط پولی دنبال شود چه نشود!)؛ بگویند اگر انضباط پولی شعار قابل تبدیل به عمل نبود، سیاست اصلاح ماهیت سیاست پولی دنبال شود تا اعتماد به سیاست گذاری های حمایتی دولت ها در اقتصاد، جایگزین قوانین بازار شده و در کنار کنترل رکود و افزایش تولید، قیمت ها نیز کنترل شود؟
در خبر گزاری ها مکرر از نقدینگی نکوهش می شود. دو مثال زیر تنها نمونه هایی در یک روز (۲۴ بهمن ۱۳۹۹) می باشد: کامنت نیوز: اگر اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط پول (؟) بتواند راه گشا باشد چرا اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط خلق پول قرار نگیرد تا اگر استراتژی […]
...علم اقتصاد میتواند در معرض این پرسش قرار بگیرد: آیا به غیر از لیبرال دموکراسی، ابزار دیگری برای آزادی اقتصادی وجود دارد یا خیر(حتی شاید علم اقتصاد بیان کند و نظریه های علوم سیاسی نیز این نتیجه برسند که مصداق فعلی لیبرال دموکراسی، نشات گرفته از نگاهی است که ضد آزادی اقتصادی و تعریف درست علم اقتصاد است)؟
عنوان: بررسی جامع نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید کلیت مساله گزارش هایی انجام شده است که بر آن اساس از عدم پولی بودن تورم سخن گفته اند. این گزارشات نقد نظریه تورم پولی نمی باشد. این در حالی است که شواهد تجربی برای نقد تجربی نظریه تورم پولی وجود دارد که علم اقتصاد آنها […]
این گزاره که انسان ها به صورت کلی در یک خسران کلی هستند، گزاره ای مورد پذیرش است. این که چرا انسان ها برای مقابله با این گزاره اقدامی بایسته انجام نمیدهند را میتوان به این مرتبط کرد که با تعریف شاخص های نادرست در موفقیت و عدم موفقیت بر اساس یکدیگر، این امر مورد فراموشی آنها قرار گرفته باشد. 2050 از این منظر که شاخص سنجش موفقیت وعدم موفقیت انسان ها را تغییر دهد، میتواند امیدوار دهنده برای برداشت قدم هایی برای کاهش خسران کلی انسان ها باشد.
پساکینزی ها به عنوان منتقدان کلاسیک های جدید معرفی شده اند. ولی آنها نیز سیاست پولی را مرتبط با تورم قرار داده اند با این تفاوت که با مطرح کردن قراردادهای اسمی نه قراردادهای مبتنی بر متغیر های حقیقی، سیاست پولی را خنثی معرفی نکرده اند. برایان اسنودان در این زمینه این گونه آورده است:” […]
اگر بانک و بانک مرکزی ماهیت عرضه خلق اعتبار و خلق پول خود را تغییر ندهند...
منطق سوار بر نمودار یا نمودار سوار بر منطق؟!
کمی با ژوزف استیگلیتز؛ دردها و آلام وی از اقتصاد تجربی همراه شویم.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026