اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
مواظب باشید علم اقتصاد سر شما را کلاه نگذارید. 40 سال در مورد چیزی صحبت کنید که مصداق نظریه فریدمن نبوده است در عین آنکه خود نظریه فریدمن نیز درست نبوده است.
صحبت از تمرکز بر سرمایه فیزیکی جهت رشد اقتصادی از دو جهت میتواند ایراد داشته باشد: یک آنکه کشورهای توسعه یافته نرخ های رشدشان کمتر از نرخ رشد کشورهای کم و متوسط درآمد است و دو آنکه تمرکز کشورهای توسعه یافته بر سرمایه فیزیکی بر خلاف کشورهای کم و متوسط درآمد نیست. توجه به امور دیگر به تنهایی عامل توسعه کشورهای توسعه یافته نشده است به نظر می رسد تعریف و اجرای درست حمایت مساله اصلی باشد.
مدل سازی نظری اقتصاد کشورهای توسعه یافته پس از پاسخ به چرایی علت عدم همگرایی درآمد سرانه: 1- چیزی به نام ضریب فزاینده در اقتصاد کشورهای توسعه یافته وجود ندارد و استفاده نمیشود .. 2- نظریه های توسعه و پاسخ نادرست اقتصاد کلان به علت عدم همگرایی درآمد سرانه در عین امکان پنهان شدن سهم حمایت بلاعوض از اقتصاد و تولید در تولید ناخالص داخلی همه و همه سبب شد برخی مکانیزم های اصلی علم اقتصاد بیان نشده و پنهان بماند.
اگر آنچه برای بانک ها خواستیم برای مردم میخواستیم به این مرحله نمی رسیدیم که بخواهیم نسخه چگونه تامین هزینه های زندگی آنها را باز هم به شکل کاملاً غیر خسیسانه! بدهیم.
نقدینگی میتواند تورم ایجاد نکند. اگر نقدینگی به مردم داده شود برای حمایت از آنها، تورم میتواند ایجاد نشود. برای اختصاص خلق نقدینگی به مردم نیز ضروری است که حداقل بخشی از خلق پول بانک ها به صورت بلاعوض در اختیار اقتصاد و تولید قرار گرفته باشد.
تمام تورم مرتبط با خلق پول مرتبط با بانک ها است که خلق پول ای که انجام میدهند را به صورت غیر بلاعوض به جامعه میدهند و در نهایت در مالکیت خود قرار میدهند و سپس با اهداف اقتصادی استفاده می کنند. در حقیقت بانک ها سیاست پولی برای مردم انجام نمی دهند بلکه سیاست پولی برای خود انجام میدهند و مسئول تورم را سیاست پولی و مردم قرار میدهند.
این که اولین پیامد خلق پول هدایت شده به تولید افزایش تولید است را که قبول دارید؟ حال دو مرحله جلوتر بروید: این خلق پول را بدون نرخ بهره قرار دهید و این خلق پول را به صورت بلاعوض قرار دهید تا پیامد خلق پول در بازار محصول را هم تحت شعاع قرار دهد(سوای این که قرار بوده است خلق پول همین دو ماهیت را داشته باشد)...
با خواندن این مطالب اولین مطلبی که میتوان به آن رسید این است که در حال توضیح از علم اقتصاد هستیم یا در حال توضیح قوانین بازار در شرایط عدم ایجاد علم اقتصاد؟
۱۳۵۷ می گویند نظام سیاسی ایران مستقل میشود. و نگرانی اسرائیل آن میشود که اهداف اقتصادی و سیاسی خود را از دست میدهد. بیاید فرضیه های های زیر را در نظر بگیریم: فرضیه اول: نه ایران با اسرائیل مساله دارد و نه اسرائیل با ایران. فرضیه دوم: هم اسرائیل با ایران مشکل دارد و هم […]
نقص مدل رشد پل رومر وقتی از چیزی صحبت میکند که وجود خارجی ندارد(بازده به مقیاس فزاینده) با ارتباط تحقیق و توسعه تجربی و سیاست پولی انبساطی بر طرف میشود. ابزار سیاست پولی انبساطی میتواند لزوماً عملیات بازار باز نباشد مهم آن است که خلق پول در ماهیت بلاعوض برای اهداف حمایت از اقتصاد به صورت پایدار در قالب خلق تکنولوژی جدید و غیره تعریف و اختصاص یابد تا عنصر اعتماد تولید کنندگان به دولت شکل گیرد و قوانین بازار اثر گذاری خود بر انتظارات را از دست بدهند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026