اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
اقتصاد انتظارات است. ماهیت انتظارات از میزان اعتماد مردم به دولت مرتبط است. میزان اعتماد مردم به دولت به میزان درآمد سرانه آن کشور که نشان دهنده اعمال یا عدم اعمال سیاست گذاری های درست حمایتی است مرتبط است. ایالات متحده باید حمایت های درست خود را ادامه دهد و نشان دهد که میخواهد ادامه دهد. در کشورهای دیگر که به طور کلی این اعتماد اصلاً شکل نگرفته است کشورهای دیگر که به طور کلی سیاست گذاری درست حمایتی در آنها تعریف نشده است باید مراقب باشند. شاخص بورس انها نمیتواند انعکاس رفاه اقتصادی باشد و نقدینگی های اندک مردمی سرگردان بین بازار ها برای حفظ ترس و پناه بردن به اطمینانی از این بازار به آن بازار جابجا میشود در حالی که تعیین کنندگان اصلی متغیر های قیمتی هم مافیا هستند که از قانون بازار برای تغییرات متغیر های قیمتی استفاده میکنند.
مساله اصلی در اشتغال ظواهر اقتصاد یعنی تعداد کارخانه ها نیست بلکه تعریف از انسان ها در قالب طرح های هدف گذاری خلق تکنولوژی جدید یا همان تحقیق و توسعه تجربی است. حمایت از انسان ها توسط دولت یک جامعه هر چه با هدف گذاری های مختلف تحقیق و توسعه تجربی بیشتر باشد درآمد سرانه آن جامعه ارتقاء یافته است در عین آنکه اشتغال وضعیت بهتری پیدا می کند.بازده ظاهری نتیجه حمایت از انسان ها در هدف گذاری از تحقیق و توسعه تجربی، اندک است در حالیکه بازده پنهانی حمایت از انسان ها در هدف گذاری تحقیق و توسعه تجربی در اشتغال و ارتقاء قدرت خرید بسیار است. بنابراین اگر تولید سرانه کشورها در تولید محصولات صنعتی یا کشاورزی مقایسه شود چندان تفاوت درک نشود در حالیکه در درآمد سرانه اختلاف بسیار باشد.
آمار و ارقام مربوط به سیاست گذاری علیه کرونا، ضرورت جدی گرفتن عملی مساله کرونا برای دولت را میتواند نشان دهد.. روال نمایش دادن میزان سیاست پولی برای حمایت از دولت های منطقه یورو سالانه نزدیک صد میلیارد دلار بوده است. تنها تا امروز در سال 2020 این رقم به بیش از یک هزار و ششتصد میلیارد دلار رسیده است یعنی تقریباً بیش از یک هزار و ششتصد میلیارد دلار برای جلوگیری از پیامد منفی سیاست گذاری درست تعطیل کردن اقتصاد تا این لحظه توسط بانک مرکزی اتحادیه اروپا برای منطقه یورو انجام شده است.
اگر در جایی گفته شود مسئول تورم بانک مرکزی است باید دانست که معنای این جمله نباید به این ختم شود که بله مسئول تورم بانک مرکزی است چون خلق پول انجام داده است خیر بلکه باید گفت مسئول تورم بانک مرکزی است چون...
شاخص قیمت ها و درآمد سرانه به عنوان دو متغیر اصلی برای چگونگی تقسیم بندی سیاسی اقتصادی کشورها میتوانند استفاده شوند.
شاید کمی عجیب به نظر برسد ولی ممکن است بین پیش گویی ها و نظریات اقتصاد به میزان تصور و درک تک تک افراد از پیش گویی ها ارتباطی برقرار شود.. به نظر میرسد این پیشگویی ها سوای چگونگی توزیع ابعاد سیاسی، توضیح دهنده کاملی برای چرایی تایید و تاکید نظریه میلتون فریدمن در علم اقتصاد باشند آنجا که علم اقتصاد کمک به شکل گیری (تاثیر پذیری) اقتصاد از قوانین بازار از طریق نفی و ندیدن سیاست پولی و سیاست پولی مرتبط با تولید میکند. هر چند که طور کلی میتوان گفت بازندگان هدایت فکری بر اساس هر نوع پیش بینی، همگان شوند.
نیوزویک از 12 متفکر برجسته اقتصادی خواست که تصور کنند یک تماس تلفنی از فرمانده کل کشور از آنها می پرسد: "بهترین توصیه شما برای اقتصاد برای من چیست؟" تقریباً همه پاسخ ها شامل دولت فدرال بود كه یك تن پول به اقتصاد آمریكا پمپاژ می كرد ، هم به صورت كمك مستقیم فوری به افراد و مشاغل و هم سرمایه گذاری طولانی مدت در مواردی مانند زیرساخت ها و تحصیلات...
همواره این تصور می رفت که دهه 60 دهه سوخته است چون فراوانی متولدین این دهه مانع خدمت رسانی رضایت بخش به این طبقه شده است. ولی به نظر میرسد عدم حمایت درست از اقتصاد این عامل اصلی بوده است نه به هم خوردن به اصطلاح تعادل عرضه و تقاضا!
فراتر از بحث اهمیت حمایت مالی از اقتصاد، باید دانست این حمایت قرار نیست جبران کننده تعطیلی اقتصاد باشد بلکه این حمایت قرار است جلوگیری از آثار منفی کاهش رفاه اقتصادی به علت تعطیلی اقتصاد را دنبال کند. اصل تعطیل کردن اقتصاد یک سیاست درست ارزیابی شده است و بیان شده است که دولت ها باید اصل دیگر حمایت مادی برای جلوگیری از ایجاد آثار عدم اطمینان در اقتصاد را نیز دنبال کنند.
چرا میتوان گفت اگر تورم به نقدینگی مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد کند؛ مرتبط شود و همین طور اگر تورم به کسری بودجه مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد درست سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد می کند؛ مرتبط شود؟
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 29 January , 2026