سیر نگارش از "مجموعه کامل برای دانشجویان اقتصاد ویرایش دوم" تا "تحکیم نقد نظریه ها - عدم موضوعیت تجربی - تا معرفی چارچوب مولفه های کلان اقتصاد" تا سوال در مورد اینکه آیا ماهیت کلان اصلی پزشکی نیز منطبق بر پزشکی کلان اصلی نخواهد بود
در پی یک روز هم خبر تصویب حذف ارز ترجیحی برای تامین کالاهای اساسی می آید و هم خبر حذف برخی یارانه ها از محل تامین حمایت تامین کالاهای اساسی.
طرح تامین کالاهای اساسی سوپر کوزنتسی است. اولا از این جهت که بار تامین مالی بر روی مردم قرار گذاشته شده است و قرار است از مردم برای مردم! باشد کوزنتسی است و دوماً از آن جهت که منبع آن از یارانه هایی که به مردم داده میشد می باشد و نه پس انداز های مردم(نظریه کوزنتس)، سوپر کوزنتسی است.
سیاست مداران برای رانت و فساد نیاز به چند نرخی بودن ارز ندارند آنها مالکان اقتصاد بانک ها و غیره هستند. بنابراین در مصداق جلوگیری از فساد و رانت بهتر است از مصادیق اصلی تر برای هدایت در ماهیت درست منابع و حمایت ها استفاده شود.
چگونه به نادرستی پرونده علم اقتصاد بسته شده است ...
سیاست گذاری ها در ایران به دنبال اثر رخنه به پایین رفته است دولت کسب درآمد کند تا بعد مردم از آن منتفع شوند در حالیکه اگر دولت بخواهد مردم را منتفع درآمدی گرداند نیاز به آن ندارد که دولت را در اولویت با مردم در کسب درآمد قرار دهد. این یعنی در ایران یک ساختار مافیایی وجود دارد که در راس آن منابع اولیه با اهداف شخصی گروهی برداشته میشود و سایر افراد قدرت که در راس نیستند از کسب درآمد از مردم مشغول هستند.
پس از فهم سیاست گذاری درست حمایتی، پایداری و استمرار آن سیاست گذاری تعریف و موضوعیت می یابد لذا یک که فکر شود در یک برهه یک سیاست گذاری انجام شود و گذار اتفاق می افتد چنین چیزی نیست..
سیاست مداران اصلی میتوانند نسبت به بازنگری در بازیگری مافیای اقتصادی و تصفیه مافیای اقتصادی از کسانی که صاحبان اصلی بانک ها نیستند ضمن حفظ منافع اقتصادی و سیاسی خود وکاهش ترس از تغییر ساختار اقتصادی ایران از ساختار مافیایی به ساختار حمایتی، تصمیم گیری کنند.
نظریه کاهش وابستگی موفق نشد چون اقتصاد کلان علت عدم همگرایی درآمد سرانه را کشف نکرده یا بیان نکرده بود؟!
اگر نظارت ها کارایی لازم را نمیتواند داشته باشد تمرکز نظارت بر درست اجرا شدن سیاست گذاری درست میتواند در اولویت باشد.
شاید بهتر آن باشد اگر قرار به امیدوار کردن باشد این مساله از طریق عملی که تولید کنندگان آن را مشاهده و دریافت می کنند واگذار شود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Saturday, 5 September , 2026