نوشتن مجموعه کامل برای دانشجویان اقتصاد از سال 1395 بود. نهایی آن مجموعه کامل برای دانشجویان اقتصاد ویرایش دوم در سال 1403 است. پس از مجموعه کامل برای دانشجویان اقتصاد ، چهار مقاله است. عنوان مقاله اول الف: تحلیل تورم در ایران با بکارگیری مولفه های ساختاری و نهادی ، عنوان مقاله اول ب: معرفی وابستگی در ماهیت جدید و نقش آن در تحلیل تورم ایران، عنوان مقاله دوم: کاهش تورم یا تعمیق رکود؟ تحلیل پیامد های اجرای سیاست پولی انقباضی در شرایط نادیده گرفتن مفروضات نظریه تورم پولی، و عنوان مقاله سوم: بازگشت به مبانی : شواهد تجربی نقش متغیرهای نهادی و ساختاری در تورم ایران است که در متن مقاله سوم نیز گفته شده است: "بخشی از عنوان پژوهش "بازگشت به مبانی" به معنای فقدان ایراد در مبانی نیست. ممکن است نظریه تورم ایرادات درونماهیتی متعدد داشته باشد، ولی در اینجا به بررسی انحراف از نظریه تورم میپردازیم؛ انحرافی که مستقل از ایرادات درونی و مرتبط با برخی تحلیل تورم اقتصاد ایران است." در متن مقاله دوم نیز گفته شده است: "بهجای تمرکز بر نقد نظریه تورم پولی- با این حال، شناخت ایرادات نظریه تورم فشار تقاضا میتواند فراتر از هدف کاهش تورم، در تایید تحلیل مسائل مرتبط با رشد اقتصادی و ارتقای درآمد سرانه نیز مفید واقع شود -، پیامدهای سیاستیِ اجرای آن در شرایط نقض مفروضات بررسی شده است."
چاره ای جزء حمایت نیست. تکنولوژی به معنای بازده به مقیاس فزاینده نیست لذا نمیتواند درآمد سرانه را ارتقاء دهد. چاره ای به جزء حمایت در ماهیت درست نیست چرا که اقتصاد نه نتیجه حمایت بلکه خود حمایت است. با اجراء شدن حمایت درست، نقدینگی در اختیار مردم قرار می گیرد، فاعلان قمیت گذار صاحب قدرت نخواهند بود و قواین بازار مجری ای برای اجراء ندارد. در مساله نرخ سپرده اگر به این نتیجه رسیدیم که چاره ای جزء کاهش تورم نیست نباید کاهش تورم را در سیاست انقباضی پولی تعریف کنیم. کاهش تورم از درون همان سیاستی تولید میشود که درامد سرانه را ارتقاء داده است. ارتقاء درآمد سرانه ای که مدیون از بین رفتن نگاه اقتصادی و پذیرفتن ارزش بیشتر حمایت از ارزش نتیجه حمایت بوده است.
سیاست مالی در اولویت با سیاست پولی در اصلاح ساختار یک اقتصاد قرار ندارد. جایگاه سیاست پولی در مقایسه با سیاست مالی در قدرت اصلاح و استمرار یک ساختار مطلوب قابل قیاس نیست بنابراین توقف در بودجه میتواند به صورت توقف در اصلاح ساختار گروه محوری عمل کند.
صحبت از استراتژی افزایش قیمت نیست. بلکه وقتی در افزایش قیمت تبعیض صورت می گیرد نباید انتظار آن داشت که سیاست گذاری حمایتی درست، برای از کار انداختن قوانین بازار و رفع معضلی به نام تورم توسط ساختار تصمیم گیری در تعریف و اجرای و نظارت درست دنبال شود.
یک سوال اینجا مطرح است معمولا گروه های مافیایی در همکاری با یکدیگر هستند تا جنک مافیایی شکل نگیرد. به عنوان مثال اگر تولید محصولات دامی نیز در اختیار گروه های مافیایی قرار داشته باشد آیا این گروه از رفتار مافیای نهاده دامی ضربه نمیخورند؟
در حالیکه همگان (بازار خودرو در ماه های اخیر نه تنها سرو سامان پیدا نکرده که با مشکلات روزافزونی مواجه شده است) از مشکلات خودرو سازان میگویند کامنت نیوز یک مساله دیگر به نام واقعیت تبعیض قیمت ها رسیده است:
واقعیت امر توام شدن مزیت رقابتی صادرات با بیش رانده شدن هزینه نهایی از درآمد نهایی برای تولید کنندگان مردمی است مساله ای که حیات تولید کنندگان مردمی را کاهش و امکان صادرات را تنها برای گروه اندک صاحب ارز و ریال با پشتوانه منابع و مالکیت رانتی فراهم میکند.
فهم هر چه بیشتر معنا و ماهیت واژه ای به نام دانش مساله ای است که مرزهای علم اقتصاد را جابجا می کند. شناخت ماهیت دانش و مکانیزم درست حمایت از توسعه آن پیامد های رفاه اقتصادی برای کشورهای اقتصادی نو ظهور مانند چین فراهم کرده است.
تا زمانی که حمایت با ماهیت درست در یک اقتصاد عرضه نشده باشد، جایگاه نظارت به درستی مشخص نشده است که بتواند موثرتر در رفاه اقتصادی عمل کند.
در صورتی که تمایل به آن باشد که سیستم توزیع دچار مشکل نباشد این سیاست گذاری ها در پیش گرفته شود:
اگر صاحبان سیاست نیز بخواهند بینش اقتصادی پیشه کنند نه تنها مصادیق درست برای بینش اقتصادی کاهش می یابد بلکه آنچه قربانی میشود بینش اقتصادی خواهد بود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 4 June , 2026