اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
به نظر می رسد هدف گذاری برای کاهش وابستگی به واردات نهاده های دامی موثر تر از جستجو شرکت های رانتی واردکننده باشد
همواره از عدم هدایت نقدینگی به تولید سخن گفته میشود. به اعتبار این سخن است که افزایش پایه پولی مورد نکوهش قرار میگیرد. حال سخن آن است...
هدف از انتقاد به علم اقتصاد گذار از ادبیات موجود به ادبیات جایگزین و هدف از رسیدن به ادبیات جایگزین رسیدن به اقدامات درست به صورت پایدار برای جوامع انسانی است..
اگر در یک اقتصاد طرف تقاضا در سطح پایین تر از پتانسیل طرف عرضه باشد این احتمال می رود که سیاست گذاری حمایتی از تولید کنندگان نادرست و متوقف بر وام محوری قرار گرفته باشد.
در طی چند روز گذشته نگرانی های سابق که همواره بیان میشده است مجدد شنیده میشود: نگرانی از نقدینگی وارد شده در بورس به این معنا که این نقدینگی وارد بازار های دیگر شود! بنابراین لازم بود مدل سازی از تورم در اقتصاد ایران نوشته شود تا ارزیابی ها نسبت به علت تورم و نسبت دهی ها به تورم دقیق تر شود.
چه انتقادی میتوان به این گزاره وارد ساخت: "افشاری، کارشناس ارشد بانکی گفت: بزرگترین و مهمترین عامل افزایش تقاضا در بازار غیر رسمی ارز وجود حجم نقدینگی بالا در نزد مردم است".
اگر از کشاورزان و توزیع کنندگان حمایت های مالی ماهانه در ازای حفظ و استمرار فعالیت خود و رعایت چارچوب های مطلوب حقوق ماهانه پرداخت شود آیا هنوز هم این امکان از سوی کشاورزان و توزیع کنندگان باقی می ماند که قیمت با توجه به عرضه و تقاضا تغییر و افزایش یابد؟
نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: شصت میلیون ایرانی یارانه غیر نقدی دریافت خواهند کرد(۲۱ شهریور ۱۳۹۹). کامنت اقتصاد: صحبت از این نمیشود که اگر حمایت از تولید کننده شدن مردم در ماهیت و مصداق و نظارت درست انجام میشد آیا نیاز به حمایت به صورت نقدی و غیر نقدی می رفت یا خیر؟ […]
گزارش پیشرو خلاصه نقد نظریه میلتون فریدمن است. فریدمن را جزء سرشناسان علم اقتصاد معرفی کرده اند وی جایزه نوبل در علم اقتصاد را نیز دریافت کرده است..
این نوشته پایان یک داستان است...داستانی که گفته میشود، فقط داستان میلتون فریدمن نیست بلکه پایان داستان علم اقتصاد، مکتب پول گرایی کلاسیک های جدید و کینزی های جدید هم است.آنچه قبلا گفته شده بود تنها به بخشی از این داستان اشاره داشت و من امیدوارم با ما در بیان تمام جزئیات داستان همراه باشید. از آنجایی که فریدمن در مسیر تحلیل خود از مفروضاتی استفاده کرده است که در بیان نظریه خود آنرا با خوانندگان در میان نمیگذارد، اعتماد به نظریه تورم پولی میتواند کاهش یابد(خلاصه این یادداشت را میتوانید از قسمت نقد مبانی و نظریه ها دنبال کنید).
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026