اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
داده های تجربی تا زمانی که در بعد نظری پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درامد سرانه بیان نشود؛ نمیتواند تمام واقعیت یک اقتصاد و اقتصاد امروز را بیان کند.
شاید یک نگرانی دیگری است که آمریکا را به صحنه نمایش و تظاهر برای آنچه خود بدان معتقد نیست و عمل نمیکند تبدیل میکند.. بهرحال وقتی میزان حمایت از اقتصاد در برابر کرونا به بیش از سی درصد از تولید ناخالص داخلی برسد طبیعی است که اعلام شود ایالات متحده نرخ رشد 33.1 درصدی را در شرایط کرونا تجربه کرده است.
همیشه این تصور بود که داده های تجربی منشاء فهم واقعیت ها خواهند بود ولی گاهی بیشتر از انتقاد از اختلافات آماری، ایرادات دیگری نیز ممکن است بر آنها باشد...
شاید مصداق عدم شکست از تحریم ایراد داشته باشد هم از این منظر که تصور شود تحریم ارتباطی با موانع توسعه سخت افزاری و نرم افزاری دارد و هم از این منظر که موفقیت، در مصادیق ای که ساختار یک اقتصاد را میتواند تغییر ندهد خلاصه و بیان شود.
بهتر است متغیری به نام رشد اقتصادی از شاخص ارزیابی رفاه اقتصادی حذف شود..اگر میخواهید ببینید کشوری درهای رفاه اقتصادی را به مردم خود گشوده است، وضعیت درآمد سرانه و این که آیا ارتقاء درآمد سرانه (نه رشد درآمد سرانه) صورت گرفته است یا خیر ، را مورد بررسی قرار دهید. چین از 2006 اصلاحی بر سیاست گذاری خود در اقتصاد اعمال کرد وقتی متوجه شد آنچه یک اقتصاد را میسازد، نتیجه حمایت از تولید نیست بلکه خود حمایت از تولید است. چین اجازه داد حمایت از تولید بلاعوض باشد تا در اقتصاد باقی بماند و هم قدرت خرید افزایش پیدا کند و هم انتظارات نسبت به دولت مثبت شود و هم در آمار تولید ناخالص داخلی به صورت ارتقاء بخش خدمات و مخارج دولت خود را نشان دهد..
صحبتی در مورد راه حل هایی که هم چنان نیاز به خود را تکرار در عین آنکه ثمرات موفقیت آمیز ایجاد نمیکند... مولفه های قدرتمندی وجود دارد که انتظارات را تابع خود کرده است و تا زمانی که اعتماد به سیاست گذاری ها از طریق وضع سیاستگذاری های اصولی (حمایت درست و پایدار از تولید کنندگان) دنبال و ایجاد نشود؛ قوانین بازار به عنوان یک روش تکراری بدون نتیجه مرتباً و در قالب ها و ظواهر مختلف موضوعیتی برای بیان شدن پیدا میکنند چه در جهت بیان علت افزایش قیمت و چه در جهت راه کار هایی برای کاهش قیمت.
در شرایط فعلی اقتصاد برای جلوگیری از ابعاد منفی اقتصادی کاهش رشد اقتصادی و جلوگیری از میزان ابتلا لازم است حمایت از اقتصاد تعریف شود. ویژگی های حمایت از اقتصاد باید بلاعوض، جامع و مستمر باشد.
ظهور تولید ملموس به راحتی میتواند اتفاق بیفتد شما می توانید در طی یک سال صد ها کارخانه ایجاد کنید که در سال بعد بهره برداری خود را آغاز کند ولی اگر دولت ها به مالکیت آن کارخانه ها دل خوش شدند و گرفتار بینش اقتصادی یا اهداف اقتصادی شخصی شدند؛ نقدینگی اصلی که ناشی از حمایت از اقتصاد بود به صورت درست وارد اقتصاد نشده و اقتصاد را از استفاده از پیامدهای مثبت خود دریغ میکند.
مالیات بر املاک در کشورهای توسعه یافته 0.5 درصد است. در اقتصاد ایران برای کاهش قیمت مسکن از وضع مالیات بر مسکن مرتب یاد شده است. سوای این که این نگاه بخواهد مورد ارزیابی قرار گیرد به نظر میرسد در اقتصاد پارامترهای دیگری وجود دارد که پرداختن به آنها مهم است. در ایران اصلاح نرخ مالیات در بهبود متغیرهای قیمت معرفی میشود در حالیکه در کشورهای توسعه یافته در عین حالیکه بزرگترین سطح مالیات، مالیات بر کالاها و خدمات مصرفی است تورم چه در حوزه کالاهای مصرفی و چه مسکن کمتر از سه درصد به صورت سالانه است. گزارش های بعد میتواند مرتبط به بیان حدس و گمان ها در تعریف متغیرهای دیگر و اهمیت آنها باشد.
کریستالینا جورجیوا ، مدیر عامل صندوق بین المللی پول و دیوید مالپاس ، رئیس بانک جهانی ، با هم دست می دهند و از سیاست گذاری مشترک حمایت از اقتصاد بر خلاف 2008 که ریاضت اقتصادی بیان شده بود(؟) سخن می گویند. یک نمای کلی از اقتصاد نشان میدهد که تعطیل کردن اقتصاد به معنای کاهش تولید ملموس نیست و وسیاست گذاری درست، هم تعطیل کردن اقتصاد است و هم انجام حمایت های درست حمایتی برای جلوگیری از پیامد های منفی تعطیل کردن اقتصاد(جلوگیری از شکل گیری انتظاراتی که تمایل دارد قانون بازار به عینیت برسد و یا ابزاری برای افزایش بیشتر قیمت ها شود: انتظاراتی که دولت به فکر ما نیست و ما باید به فکر خود باشیم).
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 29 January , 2026