اگر نیاز به پژوهش در مورد اینکه طرف عرضه اقتصاد ایران دچار تنگنای اقتصادی نیست نباشد و بیان شود که ظرفیت های خالی طرف عرضه وجود دارد و آن و کارخانه هایی که با نصف ظرفیت خود کار می کنند شاهد عدم تنگنای طرف عرضه هستند؛ پیوست رکود به تورم، نمی تواند علت تورم را در نظریه تورم فشار تقاضا معرفی کند..
در شرایطی جهان گیری ارز دولتی را مصداقی از واژه ای به نام حمایت می داند که بر اساس مصداق ماهیت درست حمایت، حمایت در توسعه تجربی با هدف کاهش وابستگی بیشتر سزاوار بارکشی واژه ای به نام حمایت بود. وقتی حمایت خود اقتصاد است، پیامد های آن در همان لحظه و در اولویت با بروز هر پیامد دیگر بروز می کند.
چه نیاز به دریافت مدرک هایی مانند مدرک های اقتصاد است وقتی در سیاست گذاری و تحلیل ها عمق مساله دیده نمیشود یک چرایی پرسیده نمیشود تا یک لایه پایین تر دیده شود و با بررسی بهتر حداقل صورت مساله درست تبیین و بیان شود.
فقدان ادبیات دیگر در مورد نرخ ارز از این جهت میتواند مهم باشد که، تا زمانی که ادبیات مربوط به نرخ ارز معطوف به همین دو ادبیات موجود باشد؛ مسیر افزایش یا توجیه افزایش نرخ ارز همواره هموار خواهد بود.
حمایت از بورس از طریق منابع صندوق توسعه ملی چند نکته دارد:
توزیع در اقتصاد ایران نمی تواند دچار مشکل باشد. بازار محل عرضه کالاهایی است که از قبل تولید کنندگان پاداش خود را از دولت (حداقل بخشی از آن را) به صورت بلاعوض دریافت کرده اند نه آنکه بازار محل دریافت پاداش باشد آن هم نه فقط برای تولید کنندگان بلکه برای صاحبان بانک و وام دهندگان و غیره هم!
هدایت نقدینگی به تولید وقتی توام با وام محوری و تصدی گری بانک ها باشد امکان رونق تولید را ایجاد نمی کند. بنابراین ادبیات هدایت نقدینگی میتواند جای خود را به هدایت فکری صاحبان اصلی بانک ها بدهد. وقتی صورت مساله نقدینگی در اقتصاد ایران بررسی شود میتوان گفت افزایش سطح نقدینگی در اقتصاد ایران میتواند نگران کننده نباشد چرا که علاوه بر ظرفیت جذب این نقدینگی، در اختیار صاحبان اصلی بازار پول است.
کافی است نظام اجتماعی معظلی به نام تامین مالی را باور کند تا ساختار موجود اقتصاد ایران که حمایت درست را در تضاد با ساختار سرمایه داری سیاسی میبیند مورد مطالبه برای اجرای و نظارت درست قرار نگیرد.
باید پرسید اگر افرادی به مثابه فکری آقای خاندوزی نگران تورم در حوزه های ذکر شده هستند از چه ادبیات اقتصادی خوب است استفاده کنند تا تایید حرف های آنها در دل همانچه که گفته اند دنبال نشده باشد؟ به نظر میرسد بهترین ادبیات اقتصادی، ادبیاتی است که بر اساس صورت مسائل درست بیان شود.
ایراد ندارد صداقت هدف گذاری محقق کردن پایه های مردمی برای اقتصاد با اولویت گذاری در اصلاح ماهیت حمایت بر انتقال مالکیت دنبال شود.
اگر صورت مساله تنها در اقتصاد حمایت دیده و آن تبیین شود فرصت برای حفظ و استمرار ساختار موجود اقتصاد با گزاره ها گفته ها طرح موضوعات مختلف مهیا نمیشود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026